تنها چیزی که میتونم بگم اینه دل نشکنید چند دقیقه پیش یکی از نزدیک ترین آدمای زندگیم خواهرم بدجور دلمو شکست...یه تهمتایی زد بهم که قلبم داره آتیش میگیره از این همه بی معرفتی...سخت ترین قسمتش اینه همیشه هوای یه ادمو داشته باشی ، وقتی کسی بهش حرفی زد پشتش باشی حمایتش کنی ، گریه کرد کنارش باشی به حرفاش گوش کنی به فکر این باشی شام نخورده نخوابه...هرچقدر مسخره کردت لبخند بزنی... بگذری ولی یجا عین امروز من میفهمید هرکسی برای منفعتش شما رو میخواد لازمه یه جا فقط یه کم انتقاد کنید یه جا گرفتار بشید خواسته شو برآورده نکنید خیلی سخته دلتو بشکنن خیلی بخدا سخته نیت همه کارات خوب باشه تهش فقط حرف بشنوی فقط دعوا کنن فقط تنهات بزارن... امشب وقتی دعوا شد من از شدت ناراحتی و حرفایی که زدی بهم خواهرم تمام بدنم میلرزید نمیتونستم ثابت کنم بخدا. داره دروغ میگه شروع کرد بغض کردن...همه رفتن طرف اون بغلش کردن بهش آبمیوه دادن...همون آدمایی که هر موقع چیزیشون میشد از جون و دل و عشق هرکاری بود انجام میدادم منت نمیزارم نه اما یوقتا آدم میگه چرا جواب خوبی رو با بی معرفتی میدن؟ چرا حتی یبار نمیشینن به حرف دل منم گوش کنن چرا مگه من چیکار کردم؟ چرا هیچکس دوسم نداشت چرا هیچکس منو ندید چرا گریه اون باعث شد همه حرفشو باور کنن.... دلم شکست اومدم تنها نشستم فقط گریه کردم فقط گفتم خدا فقط تورو دارم تو این خونه 💔ببخشید تنها جایی که به ذهنم رسید یکم حرف بزنم اینجا بود ببخشید اگه انرژی منفی بد بهتون دادم ❤️