2777
2789
عنوان

.نامزد شدم 🥲

2639 بازدید | 93 پست

۹سال با یکی بودم نیومد خواستگاری هرسری یه مشکلی پیش امد همه خواستگارامو رد کردم نیومد ینی موقیتش جور نشد بیاد قرار بود بعد سربازیش بیاد ینی بعد عید ولی همسایمون خواستگارم شد عاشق پیشه چند ساله یه پسر خوب ک همه دخترا پسرا و مردا ازش خوشش میومد خیلی پسر اقایی ک از کوچیک‌و بزرگ دوسش دارن خواستگارم شد ۱۵دی 

مامانش امد خونمون حرف زد و گفت بابامینا قبول کردن من یه هفته هیچی نخوردم گریه میکردم‌میگفتم نمیرم بابام گفت نری هم میدمت من ب اونی ک میخوای نمیدم حال هردومون بد بود هر دومون شب و روز گریه میکردیم گفتم بیا زنگ بزن گفت تو حرف بزن من بیام برا خوانواده من بد نشه گفتم باش حرف زدم قبول نکردن بابامم ک گفته بود مگه از جنازه من رد بشی بری بدمت ب اون پسره ازمون ۷ساعت دور بود راهش دور بود گفت بیا فرار کنیم نتونستم با اینکه خیلی دوسش داشتم 

  خدایاهمه عشقارو بهم برسون  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خلاصه امد و‌من همش دعا کردم تو ازمایشمون چیزی باشه بهم بخوره ب عشقمم این پیامو‌فرستادم رفتیم بهش بگم‌ک من کسی دیگرو دوست دارم‌ولی نشد نتونستم ترسیدم ب خاطر ابروی بابام ترسیدم بعدش رفتیم و۲۵دی عقد کردیم با هژار حال بد و گریه بعدش فردای روز عقدم عشقم ب نامزدم پیم داد گفت خیلی نامردی نمیدونم شمارشو چه جوری پیداکرده بود پیم داد و گفت نامردی دل شکستی نامزدم گفت نمیدونم کیه پیم میده پیشش بودم نگاکردم شمارشو دیدم ب نامزدم گفتم میشه حرف بزنیم گفت باشه رفتیم اون ور حرف بزنیم بهش همه چیو گفتم گفتم چند ساله با یکی حرف میزدم اینجور شد اینجور بود گریه کردم گریه کردمو گفتم 


  خدایاهمه عشقارو بهم برسون  

بقیشو گفتی لایکم کن 

تیکر تاریخ تولدمه 🤩بعضی شبا چشا درشت، بیدار بعضی شبا دمِ پنجره صدا تُپق میاد بعضی شبا لقن مفصلام منم یه دوست ناباب، وسلام منم یه درس عبرت باخودم بَدم و اِلا دست به خیرم عشق می‌کنم بخنده چهره‌ات خدا نرسید شیطون رفت تو جِلدم پَ؛ چه قدرم راضیم دادا بچه مثبتا به گا میرن دادا به همه چی آره گفتیم جایِ نه بابا ما بَد و رفتیم لایِ صدتا راه جدیداً ردیفم تو پول تو چپ دادا چون تا وقتی پول هست آقام وایسادم زدنم تو دعواها ولی اَ ترس نشاشیدم تو شوارام صبرم کمه، حوصلم در حد حداقله چهل سالگیمو می‌بینم به تخت بستنش دستاشو بستن اَ دست نره من بسمه دلم تنگ شده برا نه برای اینکه دوباره بمیریم برا هم بی‌قرارم و دلتنگ سرِ گرم برا طعم قبل همه جمع یادمون رفت زندگی کنیم دیگه اصلا چیزی و حس نمی‌کنیم من اخمام تو همه، تو گریه می‌کنی مارو نگا تو چی حرفه‌ای شدیم منو این دست‌ساز باهم یه شبایی داریم که صبح‌ش درمانگاهم با این حال، تنها عین مَرد وایستادم عین مرد وایستادم❤️شایع و صادق اهنگ دلی ❤️انگار منو داشت میگفت

اگه میخواستت هرطورشده میومد جلو نگران خانوادش نبود به نظر من کارخوبی کردی

آياميدانستيدبانگاه كردن به دست زن هاميتوانيد ازاحساسات آنهامطلع شويد؟!به عنوان مثال:اگردمپايي دستشون بودعصبانين      

خب

یه دختر شیطون که حتی شوهر  ام نداره چه برسه به ی پسر کوچولو  😂برق گرفته شده نه ببخشید برگرفته شده از کاربر @miinnaaa        از شنبه میخوام رژیم بگیرم شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۰ از وزن ۵۵ کیلو به ۴۷ برسم من با اراده ام چون دوبار ۶ کیلو کم کردم 😌  بازم میتونم !و بلخره ترقوه درمیارم 😍🤩♡عضو گروه ابی بامداد خمار♡

بعدش نامزدم گفت هرچی بوده تموم شده هرچی بوده قبل من بوده الانت برام مهمه قول بده بهش فکر نکنی هیچ وقت منم اشتباه داشتم ولی فکر نکن اصلا بهش گفتم باشه امدم خونه نامزدم پیم داد بیا واتساب رفتم دیدم عشقم اون پیمی ک براش فرستادو تو اون ازمایش چیزی باشه  رو ب نامزدم فرستاده نامزدم‌گفت خیلی دلمو شکستی من چند سال بود ب عشق تو فکر میکردم زنم بشی الان اینجور ولی هرچی بوده گذشته تموم شده زنگ بزن بهش بگو دیگه پیم نده زنگ زدم به عشقم گفتم دیگه زنگ نزن بهش پیم نده گفت باشه ب جون تو پیم نمیدم نمیزنگم ولی نمیتونم  فراموشت کنم گفتم‌من تموم کردم دوست ندارم گریه کرد خودمم گریه کردم و قط کردم 

  خدایاهمه عشقارو بهم برسون  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792