خسته شدم از دست مامانم
داداشم امسال کنکور داره
همش کارش شده گریههه زاری
منم میام میشینم دو دقیقه پیشش
هی میناله
من مشکلم این نیست ک دردو دل میکنه
اخه دیگه ۲۴ ساعت شبانه روز ؟
حسمیکنم دیوونه شده
ن میزاره من خودمبرمبیرون
ن خودش منو میبره
با بابامم بحث میکنه
با داداشم بحث میکنه
هر روز دعوا دارن
دلم میخاد پاشم برمخونه مادربزرگم
دلمنمیاد تنهاش بزارم ولی
هرچی نصیحتش میکنن گوش نمیده
یوقتایی الکی عصبانیتشو سر من خالی میکنه
ی مدته خیلی دلم گرفته
منی ک هیچوقت دم نمیزدم واقعا عصبی شدم
چیکار کنم؟