2777
2789
توضیح دادم عزیزم سعی کن یوگا کار کنی خیلی به تخلیه انرژی کمک می‌کنه منم دقیقا همینم سرشار از انرژی ه ...

اره منم اینجوریم انرژی رو اطرافم توی خودم حس میکنم دلم میخواد بنشینم گریه کنم از فشار انرژی

مثلا خوابام واضع هست چند شب پیش خواب دیدم یکی از معلم هامون که چند ساله ازش خبری ندارم اومده مدرسمون همه بچه ها دورش جمع شدن حالشو میپرسن روز بعدش مدیرمون ادش کرد تو گروه که توی عربی کمکمون کنه و دقیقا همون چیزایی که توی خواب دیدم همونارو بچه ها بهش میگفتن من انرژی کمو انرژی زیادو خیلی خوب درک می‌کنم میفهمم از حجمش اذیت میشم

توضیح دادم عزیزم سعی کن یوگا کار کنی خیلی به تخلیه انرژی کمک می‌کنه منم دقیقا همینم سرشار از انرژی ه ...

بنظرت مدیومم یا نه شما چرا این‌جوری شدی من تمریناتشو انجام میدادم شما چیکار میکردی؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بنظرت مدیومم یا نه شما چرا این‌جوری شدی من تمریناتشو انجام میدادم شما چیکار میکردی؟

میتونی مدیوم خوبی باشی ولی نشی بهتره چون مدیومها در معرض ارتعاشات منفی هستند من مدیتیشن میکنم یوگا. من از بچگی اینجوری بودم تو خانواده برا من شدنش بیشتر بود 

💣بی‌بی چک خوان سایت💣
میتونی مدیوم خوبی باشی ولی نشی بهتره چون مدیومها در معرض ارتعاشات منفی هستند من مدیتیشن میکنم یوگا. ...

من مثلا با یکم تمرین مدیتیشن یه بار تو خوابو بیداری روحمو دیدم که بلند میشد و همین که بلند میشدم با شدت به جسمم برمیگشتم و یکیم بشدت شبیه خودم در بلد شدنم کمک می‌کرد ولی بازم به جسمم برمیگشتم انگار یه چیزی منو بشدت بطرف جسمم می‌کشه

اینا دلیلش چیه همین حس کردن انرژی و هاله های اطراف من خیلی راحت هاله دستامو میتونم لمس کنم دلیلش چیه

من مثلا با یکم تمرین مدیتیشن یه بار تو خوابو بیداری روحمو دیدم که بلند میشد و همین که بلند میشدم با ...

هر کسی برا این موارد نظری داره شما برون فکنی رو راحت تجربه میکنید روحتون راحت از کالبد جسمانیتون جدا میشه ولی در هر حال ترس هست و زود به کالبد برمیگرده اگر نترسید میتونین پرواز روح رو تو حالت خواب و بیداری تجربه کنید ولی ترس تو باطنتون حاکمه و به نظرم طبیعیه 

💣بی‌بی چک خوان سایت💣
هر کسی برا این موارد نظری داره شما برون فکنی رو راحت تجربه میکنید روحتون راحت از کالبد جسمانیتون جدا ...

اره من چند وقت تلاش کردم انجام بدم ترسیدم دختر نترسیم ولی خب نظریه های که میگه برنمی‌گرده و اینا مانع میشه من اون صبح که بلند شدم خوابم میومد دوباره خوابیدم تو خواب درست همونجا که تختم بود رو تخت خودم بودم و هی می‌خواستم بلند بشم انگار باهام مشکل داره دوباره به جسمم برمیگشتم خودم نمی‌دونستم روحم داره بلند میشه نهایتا یک قدم بالای سر جسمم راه میرفتم دوباره به جسمم برمیگشتم تو این درگیری یک ثانیه رومو برگردوندم طرف دیوار دیواره مثل اینه بود بعد یکیو شبیه خودم دیدم که در بلند شدنم کمک می‌کنه

ولش کردم دیگه مدیتیشنو ترسیدم دوستم میگه تو قدرت روحت بالاس باید سعی کنی گسترشش بدی ولی نمی‌دونم چطوری تنهام تنهایی سختمه بنظر شما بخاطر اینکه مدیومم یا دلیل دیگه ای داره؟

اره من چند وقت تلاش کردم انجام بدم ترسیدم دختر نترسیم ولی خب نظریه های که میگه برنمی‌گرده و اینا مان ...

ببین روح قادر هستش موجودات غیر ارگانیکو ببینه و همین وقتی که هنوز به جسمت متصلی ترس ایجاد می‌کنه ترس باعث بالا رفتن ادرنالین و در نهایت دور از جون باعث سکته میشه خودش ممکنه باعث مرگ یا نواقص دیگه بشه درسته روحت قابلیت داره ولی خب فعلا ما متعلق به این دنیا هستیم بین ما و جهان های دیگه پرده هست و حتما حکمتی داره و خلافش به ضررمونه من خودم کلا قید پرورش دادن و وسع دادنو زدم فقط موزیکهای ریلکسیشن گوش میدم و گاهی یوگا انجام میدم . 

💣بی‌بی چک خوان سایت💣
ببین روح قادر هستش موجودات غیر ارگانیکو ببینه و همین وقتی که هنوز به جسمت متصلی ترس ایجاد می‌کنه ترس ...

باور کن من خیلی تمرین انجام ندادم که این‌جوری شدم نمیتونم فشار انرژی رو تامل کنم سختمه دلم میخواد بنشینم گریه کنم اتفاق بد میخواد بیوفته دست چپم شروع میکنه درد گرفتن درحدی که بعضی وقتها گریم میگیره می‌خوام راه صحیحشو بفهمم انقد اذیت نشم می‌خوام بدونم دلیلش چیه مدیومم یا نه بخاطر چیز دیگس شما نمیدونی بخاطر چیه؟

میشه کمکم کنین معلومه میدونین چیکار کنم خواهش میکنم من هنوز سنی ندارم شب ساعت 12 صدای اذان میشونم

باور کن من خیلی تمرین انجام ندادم که این‌جوری شدم نمیتونم فشار انرژی رو تامل کنم سختمه دلم میخواد بن ...

ببین عزیزم من خودمو اصلا درگیر این مسئله نکردم بعدش هم همش مشغول درس خوندن بودم و وقتم اکثرا در بود الان هم مشغول تدریسم و بچه ها و زندگی که باعث میشه وقتی برا فکر کردن به این موضوع نداشته باشم که اذیتم کنه... وقتی بیکار بودم و بهش. فکر میکردم بیشتر درگیرش بودم ولی من به شخصه ترجیح دادم بهش فکر نکنم و یجورایی با کار و دری و بچه و... سرکوبش کردم واقعا به اونصورت اطلاعات ندارم بخوام درست راهنمایتون کنم چون این موضوع حساسه و با روح و روانتون سروکار داره کسی و یا منبعی هم نمی‌شناسم که کمک کنه 

💣بی‌بی چک خوان سایت💣
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108