بله من خیلی لاغر بودم
یه مدت تپل شدم دختر دایی هام که همیشه آرزوی چاق شدن دارن بعد یه مدت منو دیدن هی میگفتن چقدر خوشکل شدی واینا اینم بگم خیلی خیلی چشمشون بده
شب بعدش از پله هاافتادم پایین خیلی درد کشیدم
شب دومش سماور که آبش جوش اومده بود حسابی
افتاد روم پشتم بازوهام وپام سوخت خیلیم شدید
از اون موقع به چشم زخم اعتقاد پیدا کردم