امروز صب تو گوشی شوهرم دیدم تو ضبط تماسش البته گوشیشو گذاشته بود برا دخترم بازی کنه زنگ زده به شماره کسی ک قبلا دوسش داشت شمارشو دارم دوست بچگیهامه بعد اون خاموش بود خیلی ناراحت شدم اومده میزنه زیر گریه حتییی ک بقران باهاش نیستم خاستم زنگ بزنم شمارش بیوفته بزارم رو رد ک زنگ نزنه!رفتم پایینتر دیدم بازم بهش زنگ زده میگم این چیه پس احتمالا از وستش در رفته بوده پاکش کنه میگم چرا اونروز زنگ زدی میگه نمیدونم!
خودش یجور حرف میزنه یه پا مشاوره چنان واقعا گریه میکرد حتی به پام افتاد ک زندگیمو دوس دارم تورو دوس دارم من واقعا درکش نمیکنم مگه دوس داشتن اینجوریه فقط حرف حرف
من بارها و بار ها ازش دیدم هی بخشیدم دیگ گفتم باهاش خوب باشم هر چند ته دلم سیاهه انقدرم تاکید کردم د ...
از تهتهتههههه دلم درکت میکنم ...دقیقآ همین اتفاق برا منم افتاده با این تفاوت که من دختررو نمیشناختمو گوشی دسته خودم بود سه بار مچشو گرفتم هر دفع پروتر از دفع قبل .من چرا دروغ بگم هنوز نبخشیدمو نمیبخشم ..شماهم نبخشید که ته دلت سیاهه عزیزم بخشیدنت فقط حرفه از دل نیست
کسی چه میدونه شاید یه روزی زندگی روی خوششو به منم نشون داد😏😏😏😏
راستش رو بگه واقعا میپذیری؟؟؟!!! الان فکر کن این که دیدی رو خودش گفته خب بپذیر.
ببین اینکه مدام یکی بیاد هی بگه دوست دارم و هی تو باورش کنی خیلی فرق میکنه با اینکه تکلیفتو بدونی من میگم درسته من کسیو ندارم مجبورم به این زندگی اما چرا با احساساتم بازی میکنی خب بگو یه کلام اصلا برو باهاش زندگی کن هی نیا منو امیدوار کن یهو وسط اعتماد گند بخوره بهم دیگ خسته شدم
از تهتهتههههه دلم درکت میکنم ...دقیقآ همین اتفاق برا منم افتاده با این تفاوت که من دختررو نمیشناختمو ...
من عاشقش بودم اما اون نه عاشق همین دختره بود نشد و مجبور ب ازدواج شد و از زمانی ک ما نامزد کردیم اومد گفت ک فلانیو میخاستم و این حرفا از قضا دوستم در اومد و من دیگ با وجود مخالفتا عقدش بودم ترکش میکردم مطمعنن کلی حرف میوفتاد پشت سرم از همون نامزدی خیلییی مچشو گرفتم خیلی ها اما چون پشتی نداشتم مجبورم به سازش ولی دیگ بچه اومد گفت خوب شدم منم آتویی ندیدم تا رفت تهران اومد تو گوشیش تو فایلا عکس یه زنو دیدم چندین تا مثلا با لباس مجلسی گفت نمیشناسمش یهو تو مخاطبین واتساپش دیدم ینفر ذخیره کرده به اسم غفور و عکس همون زنه!ک میگه نه گن نمیشناسمش و نمیدونم کیه گفتم باشه باز امروز این بساطو دیدم کاقعا خستم موندم من نمیدونم چیکار کنم اصلا😔
خب اعتماد رو نشکن عزیز من، خودت میگی مجبوری ادامه بدی، پس به نظرم گوشی چک کردن و کنترل کردن همسرت کا ...
من گفتم زجرش کمتره اما نمی تونم تحمل کنم که ینی آدم بره تو خیابون بهتره از اینکه اینجوری زندگی کنه شما باید جای کسی ک ضربه خورده باشی کسی ک اینهمه براش جان و مالتو گذاشتی وقتتو عاشقشی همش بهت خیانت کنه
من عاشقش بودم اما اون نه عاشق همین دختره بود نشد و مجبور ب ازدواج شد و از زمانی ک ما نامزد کردیم اوم ...
یه نظری بدم میتونی هم اجرا کنی هم نه ......من الان تازه بعد از ۸ سال زندگی تازه ۵ ماهه دارم زندگیییییی میکنم ...قبلن فقط منتظر بودم مچشو بگیرم ،علاوه براین که روز ها مچشو میگرفتم شبا هم که میخوابیدم خواب میدیدم داره خیانت میکنه ...ولی الان خداروشکر از سرم بیرونش انداختم ادمی که به فکر روان من نیست چرا من بهش فکرکنم ...الان صبح تا شب با پسرمو دخترم تنهامو خوش میگذرونم اهنگ میزارم ورزش میکنم کلن از ثانیه ثانیه بدون اون لذت میبرم ...اونم درسته ۴سال ازش چیزی ندیدم ولی الان همش بارفیقاشه شب ساعت۱۱ میاد خونه اونم برا خواب شاید همه بگن من دیوانه ام با همچین کسی زندگی میکنم ...ولی در حال حاضر من با بچه هام زندگی میکنم خونه شده برا اون خوابگاه ......
کسی چه میدونه شاید یه روزی زندگی روی خوششو به منم نشون داد😏😏😏😏