2777
2789
عنوان

بیاین خاطرات پ.شم ریزون بگین😑😑

| مشاهده متن کامل بحث + 345 بازدید | 36 پست
از این خاطرات زیاد دارم😈

بگو باز هوس خاطرات ترسناک کردمم😑😐💔

کاربری واگذار شده دوستان عزیز کاربری قبل به من هیچ ربطی نداره من کاربری قبلیم کاربریم تعلیق شد این کاربری رو گرفتم.
بگو باز هوس خاطرات ترسناک کردمم😑😐💔

یک بار دیگه هم بین خواب و بیداری بودم قفل شدم نمیتونستم بدنم تکون بدم البته فلج خواب نبود اون فرق داره چشمامم باز بود صدای بچه کوچیک تو گوشم می شنیدم و بدنم کبود میشد همیشه 







بعضی وقتام چیزای ترسناک می بینم شمایل عجیب و غریب،  ... 

یا آینده رو که البته دست من نیست کار ضمیرناخودآگاه 😥

جدیدا خاطرات بچگیم که فراموش کرده بودم یادم میاد 

یه بارم تو بچگی دست به احضار زدم... 👻

بعد از شکست افسردگی، وسواس، اضطراب اجتماعی و شخصیت مرزی یاد گرفتم خودم دوست داشته باشم و اعتماد به نفس و خودباوری فراموش نکنم زندگی من از کودکیم میدان جنگ و ناامیدی و ترس و غم بود من بارها خواستم بهش پایان بدم ولی الان می بینید که زندم و تسلیم نشدم و دارم برای اهدافم می جنگم الان شاید از خودتون بپرسید چرا این حرفارو بهتون میگم خواستم بدونید روزای سخت بالاخره تموم میشه ولی تو ثابت کن خیلی قوی تر از اون چیزی هستی که فکر می کنن میدونم الان شاید داری گریه میکنی، مریض شدی، اعصاب نداری، تحقیرت کردن، به اجبار مجبور شدی کارایی که نمی خواستی انجام بدی شاید بهت تعرض شده یا... فرقی نداره من بهت این تضمین میدم اگه خودت بخوای و ابعاد وجودت بشناسی و همت کنی میتونی همه چیز تغییر بدی فقط ذهنت باز کن و از قدرتی که داری استفاده کن نترس جسارت به خرج بده.  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اینو قبلاهم گفتم 

یه بار صبح زود بیدار بودم ولی حوصله نداشتم از جام بیام بیرون همینجوری پتورو کشیده بودم روسرم ولی بیدار بودم ،یه لحضه احساس کردم یکی اومد رو بالشتم بعد چند دقیقه صدای خروپف شنیدم منم چشام چهارتا شد بلند شدم نشستم تو جام یکم بعدش سرمو بردم نزدیک بالشت دیدم هنوز صدای خروپف میاد گفتم یا ابوالفضل این چیه که صدا قطع شد

یه بارم تو حیاط نشسته بودم انگار یکی همش نگام میکردم منم سرمو چرخوندم اون سمتی که احساس کردم از اون جا کسی به من زل زده یهو انگار یه نفر دستشو کشید تو صورتم

یه بارم رو مبل نشسته بودم سرم تو گوشی بود حس کردم یه نفر نشست رو مبل کناریم منم توجه نکردم بعدش یه وسیله رو میز بود که چرخید سمت من

کاربر سال۹۷ هستم
یک بار دیگه هم بین خواب و بیداری بودم قفل شدم نمیتونستم بدنم تکون بدم البته فلج خواب نبود اون فرق دا ...

هههعععع منم موارد آخرو دارمممم😐😐😐💔

کاربری واگذار شده دوستان عزیز کاربری قبل به من هیچ ربطی نداره من کاربری قبلیم کاربریم تعلیق شد این کاربری رو گرفتم.
اینو قبلاهم گفتم  یه بار صبح زود بیدار بودم ولی حوصله نداشتم از جام بیام بیرون همینجوری پتورو ...

ننننححححح😐😐

گرخیدم😐😐💔💔💔

خونتون جن دارههه عوضش کنید

کاربری واگذار شده دوستان عزیز کاربری قبل به من هیچ ربطی نداره من کاربری قبلیم کاربریم تعلیق شد این کاربری رو گرفتم.
وای وای من رفتمممم تحمل ترسناک ندارم همینجوریش میگن دیوونم

منم خودم گرخیدم یدونرو دیدم

یکی دیگه تاپیکو دس بگیره😐💔

کاربری واگذار شده دوستان عزیز کاربری قبل به من هیچ ربطی نداره من کاربری قبلیم کاربریم تعلیق شد این کاربری رو گرفتم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز