بخاطر مریضیو این حرفا تعدادمون فوقش ۶۰نفره فقط از فامیل ما خانواده داماد گفتن از ما هیچکس نمیاد چون خیلیاشون میترسنو عروسی بچه برادرمم نرفتن...من هدفم اینه همون عروسی کوچیکو تالار بگیریم ولی پدرشوهرم قبول نمیکنه میگه جدا میگیریم شما میخواین تالار بگیرین ولی ما همون چندنفر که هستیم تو خونه فقط اخرشب میایم عروسمونو میاریم..من دارم دیوونه میشم دلم نمیخاد تو خونه باشع هرچیم میگم فقط بحثه قلبم دیگ دارع وایمیسه بخداوکیلی نظر شما چیه چ کنم
My heart can forget beating but loving you never! ➖⃟💜
یه تالار کوچیک برای مراسم های تولد و این چیزا بگیرید.
درحالی که برای آگاهی همه جانبه و روشن بینی ام تلاش میکنم قسمت هایی از وجودم هم از مسائلی پیش پا افتاده آزرده میشه. هیچ انسانی کامل نیست. کسی که همهی تاپیک هاش گل و بلبله بنظر من حتما دچارخودسانسوریه.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اخه ۶۰نفر تالار می خوای چی کار .خونه قشنکه .ادماز خونه باباش بره خونه شوهر .زیبا رمانتیک به این ویرا فکر کن .با لباس عروست بروتوی اتاقت اشپزخونه دور بزن خونه را خاطراتت را زنده کن
سلام.مادر سه دختر هستم .سال ۹۸وقتی دختر سوم را باردار بودم بی خوابی های شبانه مرا با نی نی سایت آشنا کرد وقتی هدیه خدا به دنیا آمد چند ماهی از نی نی سایت دور شدم و بعد باز برگشتم چند وقتی دیدم وخواندم دعواهای مادر شوهر و جاری و عروس و زن برادر .سپس خواستم با کاربری جدید وارد شوم .پس قدیمی هستم هرچند تاریخ عضویتم جدید است
دقیقن شبیه عروسی من ماام همینطور بودیم خرداد ماه عروسیم بود اخرش من تو خونه جشن گرفتم اوناام تو خونه اخر شب اومدن سراغم اتفاقن خیلیم کیف داد من دوستامو دعوت کردم و چون جشنمون خودمونی بود و شخص اضافه ای توش نبود کلی کیف داد با دوستام کلی رقصیدیم و مسخره بازی دراوردیم
خوب نگیری بهتره که تا بری تو خونه بگیری چیه اخه بمنم گفتن خونه بگیر من کلا زدم زیر همچی قهر کردم عروسیم نگرفتن منم اومدم خونه خودم الانم به شدت ازشون کینه دارم و تا اخر عمرم نمیبخشمشون
مثل دریا باش کسایی که دوستت دارن رو بهشون آرامش بده و هرکی از تو خوشش نمیاد رو تو خودت غرق کن 🌊🌊🌊
اینم بگم من اولش اومدم راضی بشم ولی دوستام هی میگن ن کوتاه نیا از یه طرفم نمیخوام باهام بدیشن
امان از دوست ناباب
سلام.مادر سه دختر هستم .سال ۹۸وقتی دختر سوم را باردار بودم بی خوابی های شبانه مرا با نی نی سایت آشنا کرد وقتی هدیه خدا به دنیا آمد چند ماهی از نی نی سایت دور شدم و بعد باز برگشتم چند وقتی دیدم وخواندم دعواهای مادر شوهر و جاری و عروس و زن برادر .سپس خواستم با کاربری جدید وارد شوم .پس قدیمی هستم هرچند تاریخ عضویتم جدید است