2777
2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

مامانم دهات ک بودن صبش خونه تنا بود یهو میبینع ی چی داره وارد میشه . میگف تمام سیا‌ بود پر مو قد کوتاه 

فرار کرده ی کلع خونه عمش اینا 😶

                                      نگران‌نباش..!خدایی‌ که‌ آمار تک‌تک‌ برگای‌ عالم‌ و‌ دارهازاحوال‌ توهم‌ خبر داره..:)))🙃🌿

لایک

دیشب با خدا دعوایم شد ... باهم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم وخوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت . نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می امد...

میگه ی شب نصف شب خواب بوده . صدا شنید .‌‌بعد از اون خونه قدیمیا میشستن که بالا پشت بوم نزدیکه .‌‌بعد رفته ببینه چیه ی دفعه دیده در بالا پشت بوم باز بوده ‌‌ بعد ی سایه دیده ترسیده رفته خوابیده .‌‌فرداش  .  

میگه ی شب نصف شب خواب بوده . صدا شنید .‌‌بعد از اون خونه قدیمیا میشستن که بالا پشت بوم نزدیکه .‌‌بعد رفته ببینه چیه ی دفعه دیده در بالا پشت بوم باز بوده ‌‌ بعد ی سایه دیده ترسیده رفته خوابیده .‌‌فرداش  .  

 دوباره دیده بعد از شیشه جنه رد شده دایی منم عصبانی شده با مشت ی شیشه خیلی سنگین رو زده بوده شکونده بوده . جنه داییم رو دیوانه کرده بوده بعد

برو از شیر آب ی کاسه آب بیار . مامانم رفته آورده بعد گفتش ی زره از خاک باغچه بریز توش ریخته بعد ی دعا خونده بعد به مامانم گفته برو خاک رو بزن کنار دیده ی قفل و زنجیر اون زیر بوده .‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میخواستن داییم رو بکشن

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز