مادرش لباس عروسمو خودش رفته بود انتخاب کرده بود، آتلیه خودش رفته بود بدون اینکه من و وسرشو ببره، نظرمون رو بخواد، تالار با اینکه با داماده، ولی همیشه عروس رو داماد باهم میرن که خودشون همه چیز رو تست کنن، ولی مادرش خودش رفت قرارداد بست بدون اینکه منو ببرن،واسه خرید طلا گفت من ۵ میلیون بیشتر نمیدم بابت سرویست،بجاش نقره میخرم، خونه ای که گرفته بودیم رو خودش رفته بود دیده بود و انتخاب کرده بود و یه خونه داغون تو پردیس و ارزونترین خونه رو گرفته بود،سه سال منتظرشون موندم که پول دستشون بیاد،کارای ازدواجمون رو بکنن ولی از سروته همه چی برام زدن،مهریه ام روز خاستگاری ۱۱۴ تا بود،اما تا پول دستشون اومد کردن ،۵, تا...
همه اینارو دیدم و گذشت کردم و داشتم منفجر میشدم که قبل عقدمون پدرش رفت محضر وقت بگیره از شناسنامه و کارت ملی من ایراد گرفت که چرا قدیمیه، فکر میکرد کن شناسنامه دیگه ای دارم و مشکلی دارم که بهشون اصلی رو ندادم،خودش شک داشت این شک رو تو دل پسرش هم انداخت
با همین کارشون صبرم لبریز شد و دو هفته قبل عروسی همه چیز رو بهم زدم.
حق داشتم حالا یا نه؟