مامانشون شاغلن راضین و دوس دارین ک شاغل بودنشون مامانم من دیگه تازگی شورشو در آورده انقد کار میکنه خوب ها ولی خوب بعضی کارهای مادرانه مثل غذا پختن و خونه تمیز کردن ابنا ندارو منم دوس دارم برم آشپزخونه در حالی آشپزی اینا ببینمش ولی اصلااا تو وین ۲۹ سال ی بار این کار ها رو ازش ندیدم 😑😔کلا فقط ب خودش میرسه و تلاش میکنه ارتقا شغلی اینا پیدا کنه تا کییی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چه دلیلی داره که شما تکلیف تعیین کنی که مامانت الزاما اشپزی کنه و کار مادرانه را اشپزی می دونی ...
نه کار هایی ک وقتی تو این ۲۹ سال ی بار اومدم خونه ندیدم غذا بپزه بوش خونه دو برداره ی بار هممون درو باز نکردیم بیاییم انه ببینیم قبل ما اومده ...همیشه بعد ما میاد و حالا سر سفره هم منتظریم مسلما اگه مامانت همیشه کنارت باشه درک نمیکنی
کی گفته مامانت الزاما اگر اشپزی نکنه حقی از خانواده ضایع میشه؟
فقط اشپزی نیس مامان من اصلا کارهایی گ ی زن خونه دار تو خونه انجام میده رو تا حالا نکرده میگه درس نخوندم کار کنم ک وین کارهاش ب زندگی ماها هم لطمه وارد میکنه ی زن هر چقدر هم اجتماعی باشه شاغل باشه باید وین چیز ها رو داشته باشه همه بچه ها این چیز ها رو دوس دارن چون این کار را ندیدن نمیدونین
من دخترش مثل خودشم خوب از اون لحاظ ک مهر و محبت ندیدم خودمم اینجور بزرگ شدم ولی خوب مردا با هم فرق میکننوهمسر من مثل پدرم نبود ک قبول کنه میگف لاقل هفته ی بار خودت این کار ها رو کن ولی منم نمیتونم میدیدم هم خودش و هم خواندش ناراحت میشن حقم میدادن من هیچی بلد نبودم سختم بود مردا هم مثل هم نیستن
نقش مادری ابن نیست الزاما بعضی مادرها متفاوت هستند و هنر ما اینه که با همین تفاوت دوستشون داش ...
دوست داشتشو ک جونمم میدم چون زن قویه ولی خوب منم مادری میخواسم وقتی دو بشقاب میخورم قربون صدقه بره ن اینکه بگه اندام زهرماری بهم میریز۶ کم بهور درس بشین قاشق و اینطور بگیر و ..هزار آلارم دیگه اینا هم هس ادم راحت نیس سر سفره حالا قربونش برم خودش نمیپزه هیچ