عبور از غبار در مورد یه خانم دکتره که اومده تهران درس خونده و درحال تخصص گرفتن تو بیمارستانه تازگیا از نامزدش جدا شده اونم با یه پرستار ازدواج کرده و تو بیمارستان آبروش رفته و پشتش حرف زیاده رئیس بخش ازش خواستگاری میکنه ........در کل رمان لوسی نیست خیلی قشنگه هم غم داره هم یه جاهایی طنزه پایانش هم خوشه
جان و شوکران هم انتقامیه پسره با خانواده اش به خانواده دختره نزدیک میشن پدر دختره قبلا زندگی اینا رو نابود کرده اینم پایانش خوشه