حسی دارم پاک تر از جان.. دلی دارم همجون دریا صاف صبورم دچار رویاپردازی بیش از حدم تنها ک میشم اهنگ گوش میدم باخودم حرف میزنم شاید کسی فکر کنه دیوونم نه ولی من چیزایی میلینم ک کسی نمیتونه ببینه کسی نمیتونه حس کنه.. شاید بگین مسخرس ولی من مرگ طرفو با چشای خودم میبینم.. ب این دنیا دل نبند! بیشتر از این چیزی نمیگم فقط میدونم قدرتی دارم در حد تصور قدرتی ک خدا بهم داده و شاکرش هستم! شکرت..
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
حسی دارم پاک تر از جان.. دلی دارم همجون دریا صاف صبورم دچار رویاپردازی بیش از حدم تنها ک میشم اهنگ گوش میدم باخودم حرف میزنم شاید کسی فکر کنه دیوونم نه ولی من چیزایی میلینم ک کسی نمیتونه ببینه کسی نمیتونه حس کنه.. شاید بگین مسخرس ولی من مرگ طرفو با چشای خودم میبینم.. ب این دنیا دل نبند! بیشتر از این چیزی نمیگم فقط میدونم قدرتی دارم در حد تصور قدرتی ک خدا بهم داده و شاکرش هستم! شکرت..
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.
🖤زندگینامه آقاسیدرضاحسینی🖤ولادت: ۷۸/۵/۱۰❤وفات: ۹۷/۵/۲۱💔مادرآقا سیدرضایک شب خواب میبینن ی فردنورانی بچه ای باامامه وعبابهش میده میگه شیخ سیدجلالت روبگیربعدمادرش میفهمه حامله هست ودردوران حاملگی کلاس قرآن داشت.وقتی بچه بدنیاآمدقندش پایین بودوخیلی ریز ومریض بود،شب داداش بچه خواب میبینه امام رضابچه رو شفاداد سالم داده دستش ازفرداش اسمشو میذارن آقارضا وحالش خوب میشه شایدم بخاطر همینه که خیلی از مریضهارو شفامیده.آقارضا۱۰مرداد۷۸دررفسنجان روستای اسلام آباد بدنیااومد.ششمین وآخرین فرزندخانواده ودارای دوخواهر وسه برادربود.ایشون درخانواده ای مذهبی بزرگ شدن واز همون کودکی درمساجدوهیئتهاومکانهای مذهبی بود.ازبچگی حاجت میدادخیلی هانذرش میکردن وحاجت میگرفتن یکی بچه دار نمیشد نذرش کردوبچه دارشد.یکی مریضی سختی داشت وشفا گرفت و...بزرگ ک شدهمیشه توی مسجدو هیئتها بود.هرشب به یکی ازمساجدمحل میرفت وب مداحی علاقه زیادی داشت.همه اهل روستا اسلام آباددوستش داشتن.ایشون هفت سال عضو بسیج بود،کارت سبز داشت.تااینکه دیپلم گرفت وازبس امام حسین دوست میداشت ب عشق امام حسین رفت خدمت سربازی،کارت پایان خدمت بگیره بره پابوس آقاامام حسین بعدبره مدافع حرم بشه.دوره آموزشی ایشون باغین بودوبعدکه تقسیمشون کردن خدمتش افتاد سیستان بلوچستان شهرسرباز منطقه راسک ک نزدیک مرز بودوخیلی خطرناک ولی ایشون بخاطری خانوادش نگرانش نشن همیشه میگفت جای من خیلی خوبه خطری مارو تهدیدنمیکنه.هفت ماه خدمت کردشیخ پادگانشون قسم میخوردمیگفت بهترین سربازی بودکه دیدم اولین نفر پشت سرمن به نمازجماعت می ایستاده وماه رمضان درگرمای چهل درجه زیرآفتاب داغ تمام روزه هاش رو گرفته.همون محل خدمتش جشن تولدکوچکی روبادوستانش گرفت که ده روزبعدخبرفوتش رادادن.۲۱مرداد۹۷ساعت۹شب خبر مرگ ایشان رابه مادادن،مثل مادرشون حضرت فاطمه۱۸سال بیشترنداشتن.وصیت کرده بودن قبرشون مثل مادرشون حضرت زهرا(س) خاکی باشه و سنگ قبر نداشته باشن.قبرآقا سیدرضای عزیز:کرمان رفسنجان روستای اسلام آباد یا شاه جهان آبادقدیم قراردارد.