2777
2789
عنوان

تو ایران دختر بودن اینقد بده؟؟؟

7077 بازدید | 122 پست

سلام به دوستای خوبم تو تاپیک قبلیم یه نظر سنجی گذاشتم که اگه جنسیتتون دست خودتوئن بود دوس دشاتین تغییرش بدین و با کمال تعجب دیدم 51 درصد دوس داشتن اینکارو بکنن و از اونجایی که اکثر کاربرای این پیج خانم هستن واسم سوال پیش اومد که یعنی زن بودن چه بدی و سختیایی داره که دنبال اینکار هستن

و مجددا از تاپیک اولم اینو کپی میکنم که سوال پیش نیاد براتون

من مهدیه هستم و ترنس پسر به دخترم

بیست و پنج سالمه و با مادر پدرم زندگی میکنم

چون خیلی دنبال این بودم که یه جایی باشم بتونم مثل یه دختر کنار خانمها درد و دل و صحبت و مشورت کنم به واسطه یکی از دوستای خوبم با این سایت آشنا شدم و خیلی خوشحالم که الان کنارتون هستم

من اسم کوچکم مهدی هست ولی اسمی که در واقع باید باشم و خودم قبولش دارم مهدیه هست

تک فرزند هستم و پدر و مادرم بد حدود پونزده سال که از ازدواجشون گذشته بود با کلی راز و نیاز منو به این دنیا آووردن و اختلاف سنی حدود 45 سال با بابام و 39 سال با مامانم دارم 

از پنج شش سالگی تقریبا فرق من با بقیه پسرا مشخص شد عاشق عروسک بازی و بازی کردن با دختر عموهام و دختر خاله هام بودم یادمه چقد حسرت دامن هایی چین چین دار اونا رو میخوردم ولی خب چون خیلی کوچک بودم فک میکردم من بزرگ شم مثل لونا ازون لباسا میپوشم و به خاطر فاصله سنی زیادم با مامان بابام روم نمیشد بهشون بگم که منم مثل فاطمه و زینب دوس دارم دامن بپوشم و موهام بلند باشه گذشت این قضیه و من بزرگ تر شدم تا سن 12 13 سالگی و یه روز که خونه تنها بودم به خاطر اینکه موهای بدنم کم کم داشت رشد میکرد و من واقعا اذیت میشدم ازین موضوع شروع کردم به اصلاح موهای دست و پام و انقد حس خوبی بهم داد داشتم پرواز میکردم از خوشحالی و اومدم بیرون ناخن هام رو لاک زدم نشستم خوب و خوشحال تا مامان بابام بیان و اومدن منو اونجوری دیدن و کلی غر  و سرزنش کردن منو و منم واسه یه مدت بیخیال شدم

گذشت تا تابستون سال بعد که یه نامه براشون نوشتم و گفتم دوس دارم دختر باشم نه پسر وای اگه بدونی چقد غصه خورد مامانم چقد روز و شب گریه کرد بابام یه کلمه با کسی صحبت نمیکرد دیگه از ناراحتی شب و روز نداشتن در کل

راستش نمیدونم چرا ولی دلم اینقد براشون سوخت که خودم یادم رفت گفتم الکی یه چیزی گفتم حالا و دیگه تصمیم گرفتم جلوشون نه حرفی بزنم نه لباسی بپوشم که ناراحتشون کنم ولی الان که تقریبا ده ساله میگذره ازون موضوع و اونا هم خیلی شکسته و پیر شدن خیلی خستم از پنهان کردن خود واقعیم و واقعا موندم بین دوراهی هنوز..

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

محدوديتاي خانواده 

و......

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
دیگه چی؟؟

نمیش گفت اینجا

خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.

الان دختری ولی دوست داشتن پسر باشی؟

اگه اینطوره هرکاری که دلت میخواد بکن و به حرف هیچ کسی گوش نده

اگه مشکل مالی دارید هر شب سوره ی واقعه بخونید معجزه ش رو تو زندگی تون میبینید الخصوص بعد از نماز عشا
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز