امشب شب تولدمه و میشم 28 ساله. تنها تو اتاقم سرکار نشستم و خودم مشغول میکنم به چیزی فکر نکنم چیزی که میخواستیم رو خدا بهمون داد شکر که هرسال خودش سوپرایزمون میکنه...فقط تولد شوهرم مهر بود اون موقع ما یه دعوایی کرده بودیم نزدیک یک ماه بود حرف نمیزدیم حتی براش تولد گرفتم محلم نداد اذیتم کرد هرکاری میکنم اون موقع یادم نیاد ولی میاد دو سه بار تصمیم داشتم کلا گوشیم خاموش کنم برای این چند روز نکردم.همش یه حالت ناراحتی دپرسی میاد تو ذهنم گریه ام میگیره