هیچی
من در محرم از جلوی دختر عموی شوهرم رد میشدم .
یه دفعه برگشت گفت بگو چرا پسر عموم اینو گرفته خیلی خوشگله پسر عموم رو از راه به در کرده :(
در حالی که من اصلا و ابدا از راه به در نکردم پسر عموشو به مت چه . خودش اومد خواستگاری .دوست هم نشدم باهاش اومدن خواستگاری کردن .بعد خواستگاری قبل عقد حرف زدم تا اشناشدیم .
هیچی نگفتم