2777
2789
عنوان

طلاق

110 بازدید | 7 پست

بچه ها من قبلا گفتم قصد جدایی دارم ولی خب خیلی دودل بودم تااینکه بامشاوره حرف زدم وبعدنوشتن خوبی وبدی همسرم وفکرکردن بهش کلی حسم عوض شد و واقعا میخوام جداشم اولش حسابی به خوبیاش فکرکردم ودلتنگ شدم بعد بدی هاشو بررسی کردم ازیسریاش میشد گذشت ولی خب یکیش که عصبانیت وکتک زدنش بود انتخاب کردم وبررسی کردم یاد اون لحظه هاکه توعصبانیت گلوم تامرز خفگی فشارمیداد یاکارای دیگش که افتادم انقد گریه کردم که به هق هق افتادم دلم میخواست انقدجیغ بزنم تااروم بگیرم انقدجنون بهم دست داد یاداوری اون کاراش که اگه کنارم‌ بود بی شک چاقو میکردم توشکمش بعدم دیدم من دیگه تحمل فشارروانی ندارم وهمه چیزم بزارم کناردیگه تحمل عصبانیتشو ندارم البته مشکل زیادداریم الان ده روز ندیدمش دلم تنگ نشده 

اگر بچه نداری مجبور نیستی تحت فشار روانی کسیو تو زندگیت تحمل کنی 

من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج  مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
اگر بچه نداری مجبور نیستی تحت فشار روانی کسیو تو زندگیت تحمل کنی 

نه بچه ندارم یسری خوبیا داشت که تصمیم سخت میکرد عقلم میگفت برم دلم میگفت بمون ولی عمیق ترکه فکرکردم دیدم رفتن بنفعم چون همسرم تغیبرنمیکنه همش مبگه حق بامنه حتی حاضرنیست مشاوره بیاد چون معتقد مشکلی نداره 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

نه بچه ندارم یسری خوبیا داشت که تصمیم سخت میکرد عقلم میگفت برم دلم میگفت بمون ولی عمیق ترکه فکرکردم ...

دقیقا همینا ک مشکل دارن میگن حق با ماست 

من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج  مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
دقیقا همینا ک مشکل دارن میگن حق با ماست 

تازه میگفت بریم مشاور تا من ثابت کنم حق بامنه دعواهارو توشروع میکنی بعد اگه ثابت کردم دیگه صدات درنیاد 😅 دیدم حتی ارزش فرصت دادن نداره 

تازه میگفت بریم مشاور تا من ثابت کنم حق بامنه دعواهارو توشروع میکنی بعد اگه ثابت کردم دیگه صدات درنی ...

ی ضرب المثل قدیمی هس ک میگه اونی ک خودشو زده بخواب رو نمیشه بیدار کرد جریان اینه شوهر منم همینجوره انرژیتو صرف تربیتش نکن اگر قرار بود تربیت بشه مادرش میکرد ولش کن 

من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج  مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
ی ضرب المثل قدیمی هس ک میگه اونی ک خودشو زده بخواب رو نمیشه بیدار کرد جریان اینه شوهر منم همینجوره ا ...

مادرش هنوز 30سال باپدرش دعوا داره خودش به تربیت احتیاج داره یوقتاشوهرم میومد خونمون مادرم میدید چقد صبور میگفت اگه مامان من بود قهرمیکرد اگه مامان من بود فلان جاگیرمیداد کلا بچه هادرنهایت شبیه خودمون میشن وهمسرم دست بزن ازپدرش وخودخواهی ویدندگی ازمادرش یادگرفته 

مادرش هنوز 30سال باپدرش دعوا داره خودش به تربیت احتیاج داره یوقتاشوهرم میومد خونمون مادرم میدید چقد ...

افرین دقبقا بچه ها لوح سفید نانوشته هستن شخصیت اونارو ما تا سن ۶ سالگی میسازیم

من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج  مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108