مامانم باهام درد دل کرد ازم کمک خواست نمیدونم چی بگم تعریف میکنم براتون یک مادربزرگ دارم مادر مامانم زن مهربون پاکیه 79سالشه متاسفانه نمیتونه راه بره و کاراشو بکنه مامانم و خالم یکروز درمیون میرن کاراشو میکنن داییمم سر میزنه مادربزرگم حقوق که میگیره به مامانم میگه پول برای خالم و داییم واریز کن و همیشه رفتار محبت آمیز بیشتری نسبت به اونا داره مامانم یکم ادم عصبییه ولی ته دلش هیچی نیس بیشتر مسئولیت هم بدوش مامانمه یعنی خودش قبول کرده نه زوری ولی مادربزرگم تاحالا پولی بهش نداده یعنی مامانم توقعی هم نداره ولی خوب ادم پولی میخواد بده به همه بچه هاش بده منم به مامانم گفتم ازین به بعد برای خالم داییم دیگه پول واریز نکن اونام روشون نمیشه بیان بگن به ما پول بریز بزار پول برای خود مادربزرگم بمونه فقط بنظرتون حرف درستی زدم یعنی کارم درسته؟