شوهرم اخلاقش خوبع وضع مالی مونم متوسطه تازه جشن کردیم رفتیم خونه مون ولی اون زندگی که من میخواستم نیس چون طبقه بالای خونه بابام میشینیم عمویم پدر شوهرمه خیلی روم تعصب دارن تنهایی نمیتونم برم بیرون زندانی شدم و به همین خاطرا شوهرمو دوس ندارم نمیخوام واقعا الان نمیدونم من سخت میگیرم یا واقعا زندگیم سخته