2821
2789

من ی ساعت پیش ته چین خوردم😐

دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        

تو یخچالم کبک تولد شکلاتی دارم بیا بخوریم 

در گاوبازی جایزه نفر اول به کسی تعلق میگیره که نسبت به حملات گاو بهترین جاخالی را داده ،نه به کسی که با گاو درگیر شده،در زندگی هم وقتی گاوی به سمتتون میاد حتما کنار بکشید .!😏درگیری با گاوهای زندگی بی فایده است.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وویییی خوش به حالت شکلاتی هم هست 😐😑

اررره ولی من  نمیتونم بخورمش😑 خیلی شیرینه برام خوب نیست☹

در گاوبازی جایزه نفر اول به کسی تعلق میگیره که نسبت به حملات گاو بهترین جاخالی را داده ،نه به کسی که با گاو درگیر شده،در زندگی هم وقتی گاوی به سمتتون میاد حتما کنار بکشید .!😏درگیری با گاوهای زندگی بی فایده است.

چرا ما را هم با این تاپیک به هوس انداختی اونم این ساعت؟

من ناراحت نمیشوم،تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛داشتن اعتقاد متفاوت نباید موجب جدایی انسان های باشعور بشود.#کافکا
ته چینم میخوام 🤤🤤🤤😑😑🤌

تموم شد زودتر میگفتی خب

دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        
اررره ولی من  نمیتونم بخورمش😑 خیلی شیرینه برام خوب نیست☹

تولدت بود؟

دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        
2790
2823
2791
2779
2792