اره چون خودمم با پسرخالم دقیقا همین طور بودم اون یک سال و نیم از من بزرگتر بود ولی هیچی بینمون نبود جز صمیمیت بیش از اندازه فقط دخترخاله پسرخاله بودیم نه بیشتر کارایی که من براش میکردم شاید خواخراش براش نمیکردن خیلی باهم جور بودیم بدون هیچ منظوری
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ممکنه چیزی نباشه ولی بعدا که میرن سر زندگیاشون خیلی آثار روحی بدی داره مخصوصا برا پسره چون د ...
اصلا این طور نیست تجربه خودمه ذره ای حس بینمون نبود بعد از متاهل شدنم هییییچ اتفاقی نیفتاد اون زودتر از من ازدواج کرد تازه کلیم باهاش شوخی کردم و خوشحال شدم براش