ببین همه مثل خودت با شعور نیستن
مامان بزرگ منم با ما زندگی میکنه هروقت بابا مامانم دعواشون میشد مثلا مامانم شام نمیزاشت این میرفت خودشو لوس میکرد پسرم چی برات بیارم
یه دفعه هم باز بابا مامانم دعوا کرده بودن با بابام نشسته بود من خودمو زده بودم به خواب بش میگفت زنای قدیم انقد کار میکردن تو همه چی کمک شوهرشون بودن زنای حالا رو ببین واسه همینه زنا پررو شدن دم در اوردن رو سر شوهرشون نشستن😳
همیشه این دعوا هارو بدتر میکرد بابامو پر میکرد
هروقت دعوا میشد با بابام مینشستن پچ پچ بد مامانمو میگفتن خاک تو سر هردوشون
حداقل دلت واسه عروست نمیسوزه واسه زندگی پسرت بسوزه ولی بی رحم تر از این حرفاس