یک فیلم خارجی بود درهمین مورد
مرد همش غر میزد که دلم میخواد زمان تند بگذره و برسم به پول و ثروت و موقعیت خوب آینده
آرزوش برآورده شد دید ۵۰ سالش شده زن و بچش ترکش کردن مادر پدرش هم مردن
فهمید خوشبختی همون زمان حال بوده
یه عالمه پول داشت ولی تنهای تنها شده بود