من یه رفیق دارم اسمش نازنینه
باهم رفیقیم
روز یک شنبه که رفتیم مدرسه مث همیشه میخندیدیم و خوش میگذروندیم
امتحانو دادیم اومدیم تو راه مدرسه با یکی از بچه های مدرسه اسمش خدیجش
یکم تو کلاس نازنین اذیتش کرد
بعد اومد بیرون مدرسه داشتیم رامونو میرفتیم
بعد به نازنین گفت تو دوست پسر داریو فلان بهمان
بعد خون رفیقم جوش اومد
دعوا کردن و فحش و فحش کشی
جداشون کردم
باز اومدیم بریم خونه اون اومد و که فحش میدادا
هرچی بود گف
هی داد میزد ک س کششش
بعد چند تا پسر اونجا بودن از خجالت سرشونو پایین انداختن
این دختره خجالت نکشید
دیگه
منم خونم جوش اومده بود از یه طرفم فشارم پایین بود
دعوا کردیم زدیمش و زد
فحش دادن بهم رفیقمم فحش داد
من باز جداشون کردم
بعد اومدم بریم از اون کوچه نبینیمش بعد اومد باز فحش داد
منم یقشو گرفتم بردم
جلو ماشین
بندازمش همه جم شدن
بعد میخواستن فیلم بگیرن
که من گفتم
برین مگه وسط دعوا حلوا میدن
صدامون کل میدون رو گرفته بود
بعد همه نگاه میکردن چون اگه قاطی میشدن
خودشونم به کشتن داده بودن
بعد من ردشون کردم آبروم داشت میرف
این دختره یجور منم منم میکرد انگار کی بود
اینجا هم بحث رو تموم کردم رفتیم
باز سر کوچمون دعوا بالا گرفت
این جا من زدمش محکما
بعد هی وسط دعوا میگف من عزا دارم
و فلان بهمان
باز گفتم ولش کن ارزشش رو نداره
بعد هی زدمش زد
خیلی فحش دادیما
هی میگف 🔞🔞🔞🔞
خجالتم نمیکشید
خلاصه گفتم
هنوز کلی از قسمتا رو نگفتم بگم ؟؟؟؟
@یه_مشهدی
@bengten_armi
@ننه_قمر_شکرستون