2777
2789
عنوان

دزد انگشتر .....

371 بازدید | 7 پست

چند روز پیش دوستم دعوت کرد خونش ، دختر زیاد خوش قلبی نیست ، خلاصه رفتم خونش، نشسته بودیم ، پدرشوهرم زنگ زد راجع به مشکل و بیماریه شوهرم صحبت کنیم ، منم از دوستم پرسیدم کجا میتونم صحبت کنم؟ اونم اتاق خوابشو نشون داد، رفتم اونجا صحبت کردم ، انقدر ذهنم مشغول حرفای پدرشوهرم و مشکل شوهرم بود که بخدا حتی اتاق رو نگاه هم نکردم 

بعد نیم ساعت دوستم گفت برادرش براش انگشتر خریده کادوی روز مادر ، رفت از اتاقش بیاره ، بعد هی میگفت عهههه نیست ! کجاس پس!!!! انقدرررر ناراحت شدم ، گفتم نکنه فکر میکنه من برداشتم ، یا عمدا اینجوری میکنه منو تو جمع دوستای دیگش خراب کنه ،

خیلیی ناراحتم از اون روز راستش 


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108