بعد همش میخورد و میخوتبید باید زیرش رو جارو میزدی منم تجمل نداشتم اصلا بهم احترام نمیزاشتن ۲ بار کرونا گرفتم طوری ک بیهوش میشدم تو خونه شوهرم سرکار بود حتی ی زنگ نمیزد بگه زنده ایی یا ن من تو شهر غریبم کسی رو جز اینه ندارم اینجا منم ناراحت شدم ب مادرشوهرم گفتم از اون موقع دیکه بدتر لج کردن منم رفت آمد رو کم کردم ۲ماه ی بارم نمیرم