یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
یه مامان شاد و پرانرژی که جز شادی و ارامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ، خونه بهم ریخته مرتب میشه ، چای سرد شده رو میشه عوض کرد ، غذای یخ شده رو میشه داغش کرد، ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما دیگه بچه هامون 1ساله یا 2ساله یا 3 ساله و ... نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم پسر کوچولوی من مامان عاشقته
والا گل و شیرینی گرفتم با کلی وسیله دیگه بردم تبریک بگم با شوهرم قرار بود شام اونجا بمونیم رفتم شروع کرد ب قر زدن اصلا ی تشکر خشک خالی نکرد جلوی مهمونا حداقل بعد اشم میگفت گل بو نداره طبیعی نیست فلانه هزارتا عیب گرفت منو تنها گذاشتن رفتن اشپزخونه میخندیدن شوهرم این رفتارشون دید گفت بریم اومدیم خونه زنگ زد کلی فش داد ریدم تو این چیزا ک برا من اوردی عوض کادو گرفتنت بوده برا من فک کن جلوی مهمونا هرچی دلش خواست بهم گفت گوشی رو قطع کرد
وا چرا خب دلیلش چیه قبلا هم همین مشکلا رو داشتین؟؟
اره کلا با من مشکل دارن مادرشوهرم دختر عمم میشه ولی کل خانواده مادرشوهرم دوس نداشتن باهم ازدواج کنیم از موقع نامزدی تا الان کلا کارش تیکه انداختن ب منه چون شوهرم منو دوس داره بهم محبت میکنه بدشون میاد