2777
2789
عنوان

مادرشوهرم....

| مشاهده متن کامل بحث + 327 بازدید | 26 پست
بخدا نمیدونن دروغم چیه

من دیگه حرفی ندارم

تلاش بیش از حد یک حکومت در راه مذهبی سازی جامعه به این دلیل است که آنها به خوبی میدانند جوامع مذهبی دارای آستانه تحمل بسیار بالاتری در برابر بی عدالتی  نسبت به جوامع عادی هستند زیرا معتقدند خدا در دنیایی دیگر انتقامشان را خواهد گرفت پس هیچ گاه برای احقاق حق خود تلاش نمیکنند 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چقدر دورید از هم بعدم شما نباید توقع داشته باشی اون زنگ بزنه احوال نوه رو بپرسه هر چی باشه اونا بزر ...

بخاطردامادش ودخترش قید ما رو زد و قهر کرد خیلی داماد پرسته خیلی.

وقتی باهاشون قطع رابطه کردید دیگه نباید توقعی هم داشته باشند. نمیشه که با دست پس بزنید و با پا پیش ب ...

من نمیخام صدسال دیگه ام بیاد اون ک.شوهرم مشکلمه میگم یعنی اونو چیکارکنم ب پرستار راضی بشه

من نمیخام صدسال دیگه ام بیاد اون ک.شوهرم مشکلمه میگم یعنی اونو چیکارکنم ب پرستار راضی بشه

اصلا شوهرتون چطوری روش میشه به مادری که خبر از بارداری عروس نداره بگه بیاد پرستاری همسرش؟!! درست نیست وقتی کارش گیره یاد مادرش بیفته. شما هم که با ایشون مشکل دارید. همون پرستار بهترین گزینه هست

به نظرم اصلا درست نیست ... چطوری می خواد بیاد از توپرستاری کنه ... باز موقع زایمان نابود میشی با اعصاب داغون...منم 6 ماه تمام هستم ولی خانواده شوهرم نمی دونن .. مشکلی باهاشون ندارم اما چون قبلا سقط داشتم نخواستم بگم...اما قبول نکن... بزار مثل مهمون با گل و شیرینی بیان برن... نزار همسرت تصمیم بگیره..

اصلا شوهرتون چطوری روش میشه به مادری که خبر از بارداری عروس نداره بگه بیاد پرستاری همسرش؟!! درست نیس ...

خبر نداری از زندگی ما که مادرشوهرم بخاطر داماد و دخترش اول قید تنها پسرش و تنها نوه اش رو زد شوهرمن خیلیم خوبه که میره و میاد و بهشون سر میزنه.من خودمم پرستارمیخام مشکلم فقط شوهرمه ی موقع ازخودش نره بگه

به نظرم اصلا درست نیست ... چطوری می خواد بیاد از توپرستاری کنه ... باز موقع زایمان نابود میشی با اعص ...

امروز صبح دوباره داشت میگفت که میخام به مامانم بگم بیاد من بچه دسته پرستار نمیدم گفتم تو به من قول دادی خودت بری و بیای به بچه های من کار نداشته باشی خیلی ازش میترسم یهو بره بگه همش دارم فکرمیکنم استرس میگیرم

عزیزم خواهر زن داداش کسی رو نداری؟

من کلا ی شهر دیگه زندگی میکنم خواهرم دوتا پسر بچه شلوغ داره سر زایمان اولم اومد بنده خدا اما دیگه نمیشد به زندگی من نگا کرد خونم زیرو رو شده بود الانم که با بچه خودم میشن س تا پسر فاجعه میشه.

من کلا ی شهر دیگه زندگی میکنم خواهرم دوتا پسر بچه شلوغ داره سر زایمان اولم اومد بنده خدا اما دیگه نم ...

شما اصلا نگو بیاد بزار همسرت هر کار واست بکنه اگر اومد بگو من اصلا خبر نداشتم قر ار شما بیاید... چون قرارمون بود پرستار بگیره الانم راضی نیستم ... تشکرم نکن...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز