سلام من پدرم از سال 90 از مادرم جداشده و چند ساله کلا باهم تماسی نداشتیم حتی خودش باعث طلاق شد و بعدا پشیمون شد اما دیگ فایده نداشت اینم بگم خیلی اذیتمون کرد و باعث شد من کلی کمبود داشته باشم بیشتر از نظر روحی
شاید تو این همه سال دوبار باهاش بیرون رفتم اونم از سر دلسوزی یکی دوسالی هس باز جواب گوشیشو ب زور یا از روی ترحم میدم چون واقعا دوس ندارم باهاش در تماس باشم
ببین فقط یه کلمه بهت میگم اگر میخوای تو زندگیت خوشبخت بشی همیشه سعی کن احترام پدر و مادرتون نگهداری خیلی دعاهاشون در حق آدم میگیره
جمله ای که همیشه با خودم تکرار میکنم آروم باش هیچ حاله بدی موندگار نیست تو خدا رو داری / بخاطر شرایط بد روحیم در عرض یک سال ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم به امیده روزی که بتونم پولمو پس بگیرم و اضافه وزن نداشته باشم
دست خودمم نیس همش یاد کاراش میفتم دست و پام میلرزه البته منو اذیت نکرده زیاد بیشتر خانوادمو دو ماه پیش باهاش رفتم بیرون ناهار خوردم همینجوری حساب کردم فقط لحظه شماری میکردم ک تموم شه من برگردم خونه
[QUOTE=223361632]ببین فقط یه کلمه بهت میگم اگر میخوای تو زندگیت خوشبخت بشی همیشه سعی کن احترام پدر و مادرتون نگهداری ...[/QUOTE درسته من بی احترامی نکردم اما اون روزایی ک بهش احتیاج داشتم کجا بود
الان هی سعی داره خودشو بهم نزدیک کنه احساس میکنه داره ازم سواستفاده میکنه تا مخمو بزنه و برگرده خونه البته بخاطر خودش چون بعد از طلاق خیلی سختی کشید اینو هم میدونم ک عاطفه ای تو وجودش نداره و همیشه بفکر خودش بوده