ای ساربان آهسته ران که آرام جان گم کرده ام /آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام/در میکده بودم ولی بیرون شدم از غافلی /ای وای از این بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام/پایان رسد شام سیه آمد حبیب منظره/اما خدا حالم ببین من یار را گم کرده ام/ای وای از این غوغای دل از دلبرم هستم خجل/وقت سفر ماندم به گِل من کاروان گم کرده ام/نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام/اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام/من عبد کوی عشقمو من شاه را گم کرده ام/آقا تو را گم کرده ام /دل بشنو این نامه چنین/با خون دل ای مه جبین/ اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام/شرمنده ام اما بگم آقا تو را گم کرده ام
دردل من افتاده عشقت زمین گیر شدم♡سر تو با عصمت با شمسی درگیر شدم *** کار هرکس نیست با مرد زیستن♡ مغز خر میخواهد و صبر خفن زن سعدی با سعدی دعواش شده ***همسر جان، جان به قربانت کنم ای خوب خوبان*** مرا به صرف عشق کردی تو مهمان*** بیا که رنگ چشمت مرا دیوانه کرد از تو چه پنهان *** ۱۴۰۲/۱۱/۹ ضربان قلبشو شنیدم خداااااا🥰🥰دوبونش برم*** ۱۴۰۳/۱/۱۸ تیکر من آبی شد🥹🥰😇آرین مامان خوش اومدی 🤭🤭