2777
2789
عنوان

شدیدا معتقدم که...✋

165 بازدید | 4 پست

اگه شما با همسرت مشکلی داری،

نباید تا لحظه ای که مشکلت حل شد بچه دار بشی.یا اگه ناخواسته این اتفاق اافتاد،

باید بچه ات رو نگه داری.

اما ،حتما باید رو روان خخودت کار کنی،پیش مشاور بری،روی صبر کار کنی و ....

چون اون بچه داره وارد اون زندگی میشه یعنی،یکی مثل تو داره از تو پرورش میابه.

من خودم رو مثال میزنم

مادر من قبل این که من به دنیا بیام،مشکلات عصبی داشت.همش دعوا و درگیری و عصبانیت.بچه که بودم چون هیچ وقت باهام مهربون نبود به خدا می گفتم منم دلم میخواد مامانم یه بار بغلم کنه.💔

مامانم رو بچگی م تاثیر بدی گذاشت جوری که تو نوجوانی ذره ای احترام براش قائل نبودم.اما وقتی به خودم اومدم که دیدم شدم عین اون اما بدتر.زودرنج و ...

این باعث شد من افسردگی بگیرم خیلی راحت و دست به خودکشی بزنم 

الان که چند سال گذشته،

 وقتی حتی ازدواج هم نکردم همیشه میرم پیش مشاور تا هم در آینده شریک زندگی خوبی باشم هم مادر خوبی.

حداقل فرد سالمی از نظر سلامت روان برای این "جامعه" باشم.

دیدید چقدر راحت یک مشکل ساده ی عصبی مادرم برای من مشکل ساز شد؟

خیلی راحت نوجوانیم رفت.

شما برای بچه هاتون اینجوری نباشید.

مادر شدن مسئولیتی هست که باید بدانید از پسش بر میاید یا نه،و بعد تصمیم بگیرید.

ما افراد رو قضاوت میکنیم چون گناهانمون با گناه اونا متفاوته..                                                                        هر سوالی در حوزه زبان دارید اینجا ازم بپرسید🌱                               "En la búsqueda de la verdad"  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره واقعا  من همین داستانو درمورد پدرم دارم  هنوز که هنوزه قرص اعصاب میخورم  بچه ه ...

واقعا..

ما افراد رو قضاوت میکنیم چون گناهانمون با گناه اونا متفاوته..                                                                        هر سوالی در حوزه زبان دارید اینجا ازم بپرسید🌱                               "En la búsqueda de la verdad"  

ب شدت موافقم

واقعیت اینه ک هیچوقت هیچکس نمیدونه و نمی‌فهمه ک توی دلت چی میگذره دلتنگ میشی دلمرده میشی گریه میکنی داغون میشی احساس تنهایی میکنی غذا نمیخوری بیرون نمیری علاقه ات به زندگی رو از دست میدی اما دم نمیزنی فردا صبح بیدار میشی باز لبخند میزنی و به زندگی ادامه میدی این داستان زندگیه بالا و پایین مجبوری زندگی کنی مجبوری بسازی مجبوری نق نزنی و به همه بگی حالم خوبه با لبخند..؛)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792