وای ما یکی از فامیلامون همینجوری کردن..
ولی اونا زنو شوهر بودن ک قبلش خیلی خوب بودن و عاشق هم بودن وقتی زنه تو خونه خودش بود پیش شوهرش شوهره میگفت ک انگار عین خواهرمه ولی همینکه از خونه بیرون میرفت میگفت احساس میکنم نیمی از وجودمو با خودش برده ک جوری بود ک زنه تا ی ماه نرفت پیشش مرده همش گریه میکرد و دلتنگشم ولی زنه ک باز میرف پیشش اون دوباره مثل قبل میشد یعنی نمیتونست باهاش رابطه داشته باشه و میگفت حس میکنم مثل خواهرمه و نمیتونمنزدیکش بشم ..
خیلی مرده حالش بد بود الان ک جداشدن ولی مرده واقعا حالش بده ی جوریه همش میگه نمیتونم بدون نرگس و دیونه شده..