اما جواب نداد دوبار زنگ زدم
منم دیدم خیلی طول میکشه زنگ بزنه حاضر شدم با مامانمینا بریم آشو بگیریم بیاییم
کلا بیست دقیقه اونجا نشستیم
خونم سمت پیروزیه
خونه خالمم افسریست
برگشتنی ازونجا یه موتوری دیدم که کاپشن شلوار و کتونیش عین شوهرم بود و جلوی ماشین پدرم داشت میرفت