یه سال رفتیم ترکیه (ترکی بلد بودم تا حدودی) بعد با دوستم فارسی حرف میزدم شروع کرد از نامزدش گفت گفتم زشته دختر ملت دارن گوش میدن گفت اینا نمیفهمن فارسی بلد نیستن که نفهمن 😐😐😐
عین ابر بهار گریه کردم کسی نبود پای حرفام بشینه کسی پایه نبود بریم بیرون ☹ تنها بودم تا تو اومدی ❣🥲 فرق زیادی نکرد فقط یکی رف تو قلبم ❤
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.