2777
2789
عنوان

دیگه نمیکشه مخم

73 بازدید | 3 پست

دیروز خالم دعوتم کرده تولد بچش

ب شوهرم گفتم پول بده واسش ی کادویی چیزی بگیرم میگه الان پول ندارم..

حرف همیششه بجون خودم خسته شدم ازش 

واسه تولد خواهرزداه هاش پول داره واسه من نداره 

همیشه مخالفت میکنه حتی تولد مامانم یا بابام 😑

باید حتما ی ساعت باهاش بحث و دعوا کنم ک بده 

اونم چ فایده دیگه دلو دماغشو ندارم

خدا شاهده انقد ذوق کردم ولی ذوقم کور شد پول داد بهم ولی دوس ندارم برم

الان چیکار کنم در این مواقع چی بگم بهش? خودم ک مخم نمیکشه بخدا کم اوردم خیلی خستم از این زندگی ن بخاطر همین نه بخاطر خیلی چیزا ..

برام دعا کنین 

ممنون میشم 

ای عابر خیال هر شب من ، کمی بمان :)

کاری از ما بر نمیاد

من نمی‌خوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مرسی

خواهش

 باید با هاش حرف بزنی آروم  و محکم 

من نمی‌خوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز