مثلا ادمی که دوستش داشتم و ادمی که الان دوستش دارم
و متوجه شدم اون ادمه هم ادم خوبی بود اما جفت من نبود و زمین تا اسمون فرق داشتیم (حالا نه اینکه عقیده داشته باشم دو تا ادم دقیقا مثل هم باشن) و ادمی که الان باهاشم یه مرتبه ناغافل بدون اینکه فکرشم توی مخیله ام بگنجه رفت توی قلبم و چقدر حالم باهاش خوبه همیشه اون جمله یادم میفته ستاره میخواستم خدا ماه رو بهم رسوند اون ادم ماه من نبود...
یا قضیه تحصیلم و خیلی مسائل دیگه که پیش اومده توی طول زددگی اما خب این دو تا پررنگ ترینش بوده...