2777
2789
عنوان

خواهشا اگه مشکل دارید بچه نیارید

413 بازدید | 17 پست

باور کنید زندگیتون با بچه اوردن پا نمیگیره ، فقط یه نفر دیگه رو وارد یه زندگی پر از چالش میکنید...چ جدا بشید چه نه بچه ضربه میخوره....جدا بشید یجور، جدا نشید هم تو زندگی پر تنش شما ضربه میبینه..‌.لطفا اگه با همسرتون مشکل دارید خیلی ملاحظه کنید...

من الان خودم سنی ازم گذشته و ازدواج کردم به مادرم گفتم چرا از پدرم جدا نشدید.‌.‌! تو خونمون ارامش نداشتم ،الانم همونطورن و دلم برای بقیه بچه ها میسوزه...بنظرتون مادرم ناراحت شد؟ ینی گفت حیف زندگیم که پای اینا گذاشتم که اینجور بگن بهم؟

مگ گناه ما بچه ها چیه این وسط که باید پا به زندگی پر از مشکل شما بذاریم...بد شد به مادرم گفتم...؟

نه 

یک واقعیت تلخ رو به ایشون گفتی 


از خیلی هاتون متنفرم ولی یادم نمی‌مونه که کدومتون اینقدر غیر قابل تحمل بودید! پس اگر جای دیگه ای و‌ توی تاپیک دیگه ای باهاتون صحبت کردم بگذارید به حساب بی توجهی و نه اینکه شما خوبی !!!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الان حمله ور میشن بهت که مگه ما دل نداریم ، چرا نباید بچه دار شیم ؟!به تو چه ربطی داره ؟

Cheers to me 🥂                                                         عاشقِ خود شدن شروع یک زندگی رمانتیکِ مادام العُمر است ...💙
خوب گفتی منم میترسم یه روز همین حرف رو بچم بهم بگه 

نه واقعا شاید بچه شما بگه چرا بخاطر من تحمل نکردی...والا جدا بشید هم بیشتر ضربه میخوره بچه جدا نشید هم تو فضای متشنج مثل ما بزرگ میشع...نمدونم خدا کمکتون کنه

یه بار  مادرم گفت ای کاش بدنیا نمیومدی منم گفتم گه خوردی منو دنیا آوردی چون واقعا حالم بد بود و به شدت زیادی افسرده بودم اصن وضعیت روحی خوبی نداشتم ولی کار خیلی اشتباهی کردم خیلی اشتباه کردم معذرت خواهی هم کردم ولی خودم هنوز ناراحتم همین حرفی زدم به نظرم برو معذرت خواهی کن درسته با حرفت موافقم کار اشتباهه ولی مادرت بزرگت کرده هرچی باشه🚶🏿‍♀️

به شدت با نظر شما موفقم ولی عزیزم حقیقت تلخه 😔

محله ما یک رفتگر دارد،صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم میکندو من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم ،حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود....همسایهطبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است ،گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی میکنمو او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کندبه شخصهاگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم ، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر ، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است.تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد#کتاب چند کلام ساده
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792