2777
2789

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

😞میدونم نباید نا امید شد ولی بعضی وقتا نمیشه آدما همیشه یه جا کم میارن یه جا پا پس می‌کشن شاید تقدیر این بوده 

من یه دختر شهرستانی ام ساده ام اگ براتون تعریف کنم میدونید 

چند سال پیش تو به خانواده 7 نفره به دنیا اومدم 

ک با اومدنم جمعشون رو به 8 تا رسوندم 🙃🙃

من کوچولو بودم یادم نیست.... اونموقع ها تازه آبجی بزرگم ازدواج کرده بود 

مامانم همیشه میگ تو بپچه گیات و همش با آجیت و پسرم بودی ( دومادمون) 


گذشت و با سختی های فراوون و کم یه کوچولو بزرگ تر شدم اون دختر کوچولو 6 ساله شده بود 😍

چه روزای قشنگی بود از ابن طرف به اون طرف تو عالم رویاهامون و کل کل کردنام با آجیم 

راستی نگفتم بهتون من و کوثری باهم 6 سال اختلاف داشتیم اون من و وقتی کوچولو بودم خیلی دوست داشت من و با خودش مدرسه می‌برد بیرون رفتنمون باهم بود مثل قلا بهم چسبیده بودیم 

من به پیش دبستانی میرفتم عالمی داشتم کلی دوست های جدید قد و نیم قد شیطون و ساکت هیچ غمی جز ( این اسباب بازی مال منه      خانوم معلم میشه با من بازی کنید       خانوم میشه تو گروه ما باشید) اینا نبود چقدر کل کل میکردیم سر بازی کردن آخ ک چه روزایی بود 

7 ساله شده بودم خوشحال بودم و شاداب فقط یه چیزی حالم و عوض می‌کرد.     

بابام اون سال کلی ضرر کرد میوه هاش فروش نمی‌رفت چند سالی بود مشتریا کم شده بودن کسی زیاد نمیومد 

مجبور بودیم مغازه رو ببندیم و کار و بار میوه رو جمع کنیم 

من میدیم مامان و بابا پیر شده بودن 😞بابام شکسته بود خیلی صرر کرده بود 11 ميليون پول کمی نبود کلی طلبکار داشتیم 

مامانم نمیتونست مثل همه ی بچه های دیگ برام وسایل مدرسه شیک بگیره این اذیتش می‌کرد هر بار من و میدید و به حظور من در مدرسه نزدیک می‌شدیم این غم بزرگ و تو صورتش میدیدم 


یه روز ک خیلی نزدیک بود به رفتن من در مدرسه یکی زنگ خونه رو زد یکه خوردم و به خودم اومدم 

مادرم در و باز کرد و چیزی نگفت

با شور و شوق منتظر آبجی بودم که همین الان از پله بالا میاد و بغلم میکنه با اون خوراکی های خوشمزه ای ک میاره تا چند من و خوشحال میکنه 

یهو همه‌ی شوق و ذوقم کور شد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز