2789

خودت متوجه میشی

زود به زود باید چک کنی

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با نون تست؟؟؟؟؟درست میشه؟؟؟

توش چی میریزین؟؟؟

یکم توضیح میدید طرز تهیشو

نه ماه انتظارو و یک عمرنگرانی،حس آزاد دخترانه را به مهر مادری بخشیدن،بزرگترین ایثار یک زن است...دخترم دنیامه...

وقتی نون رو گذاشتی داخلش چراغش قرمزه درشو میبندی 

البته اولش به راحتی بسته نمیشه یکم باید با دستت فشار بدی 

بعد نون نرم میشه و کامل در دستگاه بسته میشه 

صبر کن تا چراغ سبز بشه 

اگه دوست داری یکم برشته تر باشه یکم بیشتر بزار داخل دستگاه بمونه 

با نون تست؟؟؟؟؟درست میشه؟؟؟ توش چی میریزین؟؟؟ یکم توضیح میدید طرز تهیشو

مواد ماکارونی یا هرچی دوس داری میزاری داخل دوتانون تست میزاری تو دستگاه

خدا دستمو بگیر💙همیشه باهام باش💚
ینی ۵دقه یکبار؟

حتی از بویی که میاد هم میتونی متوجه بشی

دستگاه من یه وقتی خوب گرم شد خودش یه صدایی میده،بعد من از اون تایم به بعد هر ۵-۱۰ دقیقه بهش سر میزنم

چند بار که درست کنی راه میوفتی

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بعضی دردها

lotooos | 31 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز