سلام عزیزم
اون تاپیک رو عنوانش رو خوندم
قبلا شاید اذیت میشدم و ذهنم رو درگیر میکردم ولی الان نه دیگه خیلی خیلی کم به حرف دیگران اهمیت میدم.
چه تو ظاهر چه بقیه چیزها
من اوایل حتما آرایش داشتم وقتی بیرون میرفتم الکی نمیگم که بخاطر دل خودم بود و فلان نه واقعا دلم میخواست در نظر دیگران خوب باشم.
ولی الان نهایت یه ضد آفتاب و تمام حتی اگر بدون هیچ چیزی هم برم بیرون ذره ای برام اهمیت نداره همینکه تمیز و مرتب باشم کافیه برام دیگه الان به جایی رسیدم که خودم رو دوست دارم و پذیرفتم دقیقا همین طوری که هستم.
مثل این مثال فراوون تو زندگیم داشتم و دارم از حرف زدن اوایل زندگی پشت سرم بگیر تو فامیل همسرم تا بقیه چیزها
مثلا اوایل دختر خواهر شوهرم میگفت فلانی گفته با فاطمه گرم نگیری که ضایع میشی آدم حسابت نمیکنه 😐
(فقط بخاطر اینکه اهل رفت و آمد زیاد نیستیم واجازه دخالت به هیچ کس تو زندگیمون نمیدیم و مثل اونا حرف ببر بیار نیستیم) 🤦🏻♀️
بعد همون دختر خواهر شوهرم میگفت بهشون گفتم اصلا این طوری نیست ما خیلی باهم صمیمی هستیم وهیچ مشکلی نداریم.
اوایل شاید بخاطر این تفکرات یکم اذیت میشدم و به همسرم میگفتم ببین تو رفت و آمد نمیکنی با فامیلت و همه از چشم من میبینن و من آدم بد قصه هستم.
ولی الان واقعا برام مهم نیست اصلا به این حرفا اهمیت نمیدم هر کس هم که میخواد باشه فقط و فقط برای دل خودم و کسایی که عاشقانه دوسشون دارم زندگی میکنم.