جالب است که این سیاح فرانسوی به نوعی «تتو» در آن زمان در صورت زنان اشاره کرده و مینویسد:«... همچنین در قسمت پیشانی، اندکی بالاتر از ابرو مابین دو ابرو لکه سیاه یا لوزی(خالی) میگذارند که کوچکتر از ناخن انگشت است و در چاه زنخدان(چانه) نیز یک علامت بنفشی(خالی) مینهند. اما این هرگز نمیرود چون با نوک نیشتر آن را نقش میکنند...». همچنین به گفته شاردن زنان برای حفاظت پوست در مقابل حرارت هوا دست و پای خود را نیز حنا میزدند.
«گاسپار دروویل» که در زمان فتحعلیشاه قاجار به ایران سفر کرده بود درباره کاربرد سرمه در میان زنان اشاره میکند:«... برخی از بانوان ایرانی که تصور میکنند چشمانشان به قدر کافی درشت نیست برای تکمیل زیبایی خود روزی چند بار با میل عاج بر چشم خود سرمه میکشند. آنها از این آرایش بسیار لذت میبرند...».
آن طور که این افسر فرانسوی تعریف میکند زنان پس از شستن صورت، آن را با حوله نرمی خشک کرده و با قطعه شالی پوست صورت را تحریک میکردند تا برای جذب صابون مخصوصی که به درد این کار میخورد، آماده گردد. بعد از آن دو تا سه بار صابون خشک را برگونه مالیده و با همان شال خشک میکردند و به این ترتیب آب و رنگ دلفریبی به صورتشان داده و چنان این کار را با مهارت انجام میدادند که هر بینندهای رنگ رخسار آنان را طبیعی فرض میکرده است
.به گفته مونسالدوله آن روزها که خبری از «پودر» و «روژ» و «ماتیک» نبوده است برای سرخ و سفید کردن صورت، «سفیداب» و «سرخاب پنبهای» به کار میبردند. بهترین سفیداب را از تبریز میآوردند. طرز مالیدن سفیداب این طور بوده است که به دستمال نازک سفیدی کمی روغن بادام میزدند و آن دستمال را توی جعبه سفیداب فرو میکردند و به صورت میمالیدند و برای از بین بردن همان رنگ پریدگی که آن سیاح اروپایی اشاره کرده بود و البته بعد از عمل وسمه کشیدن، از صابون هفت گیاه استفاده میکردند.