شیلان جون من فکر می کنم دلیل اینکه همیشه به یادش هستی و تو شادی و غم ازش یاد می کنی ،اینه که به صورت ناخودآگاه از اینکه فراموشش نکردی و به یادش بودی ،احساس خوبی پیدا می کنی ،چون اینطوری حس میکنی که یه دوست وفادار و حقیقی هستی.
یعنی گاهی ما با خودمون فکر میکنیم که اگه خاطرات عزیزی رو فراموش کنیم ،خیلی بی وفا و بی عاطفه هستیم .
ولی به نظرمن دلیل اصلی اینکه همیشه به یاد اون عزیز هستی، اینه که به این کار عادت کردی و این عادت خوبی نیست .اینکه هر از گاهی و مثلا سالی یک بار به ذهنمون بیاد هیچ اشکالی نداره ولی اگه همیشگی باشه ممکنه بهت آسیب بزنه.
مثلا وقتی که توی یه مراسم جشن هستی و خوشحالی و میخندی ناگهان ،او به ذهنت میاد و ناخودآگاه حالت گرفته میشه و میگی آخی، حیف فلانی اگه زنده بود الان اینجا بود....
و اگه ناراحت باشی و دوباره او به یادت بیاد ،ناراحتیت بیشتر میشه و میگی بله دیگه دنیا همینه ..،همش غصه و غمه ،فلانی این همه آرزو داشت ولی توی جوونی رفت زیر خاک ...این چه دنیا ایه ..
ما باید از زمان حال لذت ببریم و توی خیالمون ،دیگران رو همراه خودمون اینور و اونور نبریم .
من جلو جلو به دخترم این حرفها رو زدم چون یک بار که برای خاکسپاری یکی از اقوام رفته بودیم ،دخترانش خیلی برای مادرشون بیتابی می کردند و جیغ می زدند و مرتب غش می کردند و دوباره از اول ...سنشون کم نبود و هرسه تا دخترش درحدود سی سالی داشتند .
همون جا به دخترم گفتم ،اگه روزی من مردم اصلا حق نداری این اداها رو دربیاری .چون مرگ یه امر طبیعیه و هرکسی یه روزی میمیره ....یکی زودتر یکی دیرتر .مرگ هم جزئی از زندگیه .
چندین نفر که خیلی برام عزیز بودند الان فوت شدند ولی اگه بخوام به همه اونها فکر کنم ذهنم شلوغ میشه ، گاهی براشون فاتحه ای می خونم ولی هر روز بهشون فکر نمیکنم .