2777
2789
سلام دوستان من خودم خیلی خوابهایی که تعبیر داشته باشه نمیبینم ولی یه خواب از همسرم تعریف میکنم براتو ...

اینو تعریف کردم بعد یادم افتاد که قرار بوده خوابای ترسناک رو تعریف کنیم 😄 

ببخشید 😉

مامانم از مامان بزرگ خدابیامرزم یه چیزی تعریف کرد برام خیلی جالب بود... میگه اون سالها که مامان بزرگم بچه ی چندمش و زایمان کرد هنوز 40 روز از زایمان نگذشته بود که مادرشوهرش(مامان بزرگه مامانم) بهش گفت باید بره سر زمین و عدس درو کنه مامان بزرگ بیچاره ام سر ظهر راه افتاد رفت سر زمین با بچه رو کولش شروع کرد به کار کردن که یهو از خستگی خوابش برد تو عالم خواب و بیدار بود دید دورش یه سری چهره های عجیب و غریب ایستادن هر کدوم یه حرفی میزنن یکی میگه گوشتش و بکنیم بخوریم، یکی میگه نه بذار از چربیش روغن بگیریم، یکی میگفت بذار ناخن هاش و بکنیم و خلاصه هر کدوم یه پیشنهاد میدادن تو جمعشون یکی بود همش میگفت نه بذاریم بره گناه داره... مامان بزرگم کاملا لال شده بود و توانایی حرف زدن نداشت، حتی نمی تونست خودش و تکون بده میگفت دوباره همین حرفها و تکرار میکردن و باز یکی از بینشون میگفت نه بذاریم بره گناه داره... مامان بزرگم بارها تلاش کرد کلمه ی بسم الله و به زبون بیاره اما توان نداشت تا اینکه به زور با هجی کردن بسم و الله و گفت و تونست کم کم اندامش و تکون بده بعد گفتن بسم الله اون چهره ها از دورش رفتن و مامان بزرگم چهار دست و پا تا خود خونه رفت و بنده خدا تا مدتها قدرت تکلم نداشت 

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر🌹 آرام‌تر از آهو، بی باک تر از شیرم🌹 هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر🌹 رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر.....و قـُل رَبّ ِ اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن برای عاقبت بخیری خانواده ام و خونه دار شدنمون یه صلوات مهمونم کنید🌹🌹

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم با خوندنش موهای تنم سیخ شد😄  اونحا که یه نگاه بهت کرده😢

واقعا وحشتناک بود😢😔

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر🌹 آرام‌تر از آهو، بی باک تر از شیرم🌹 هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر🌹 رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر.....و قـُل رَبّ ِ اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن برای عاقبت بخیری خانواده ام و خونه دار شدنمون یه صلوات مهمونم کنید🌹🌹
اینو تعریف کردم بعد یادم افتاد که قرار بوده خوابای ترسناک رو تعریف کنیم 😄  ببخشید 😉

خیلی جالب بود

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر🌹 آرام‌تر از آهو، بی باک تر از شیرم🌹 هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر🌹 رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر.....و قـُل رَبّ ِ اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن برای عاقبت بخیری خانواده ام و خونه دار شدنمون یه صلوات مهمونم کنید🌹🌹

خدا کنه کسی که بارداره نیاد تو تایپیک 

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر🌹 آرام‌تر از آهو، بی باک تر از شیرم🌹 هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر🌹 رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر.....و قـُل رَبّ ِ اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن برای عاقبت بخیری خانواده ام و خونه دار شدنمون یه صلوات مهمونم کنید🌹🌹
اینو تعریف کردم بعد یادم افتاد که قرار بوده خوابای ترسناک رو تعریف کنیم 😄  ببخشید 😉

نه عزیزم هرخوابی که دوست دارین تعریف کنین .

مثلا من هنوز هم بعضی اوقات خواب می بینم که امتحان فیزیک دارم و هیچی نخوندم .😅😅این یکی از کابوس های منه.

حالا بعدش درباره علتش توضیح میدم .🌹

سحر جون فقط به من بگو چطوری ناخودآگاهم رو خلوت کنم  بسیار زیاد خواب میبینم و به شدت خواب هام ش ...

فاطمه جون من هرچیزی که درباره خواب می دونم براتون می نویسم ،اونوقت خودت می تونی علتش رو پیدا کنی.🌹

نه عزیزم هرخوابی که دوست دارین تعریف کنین . مثلا من هنوز هم بعضی اوقات خواب می بینم که امتحان فیزیک ...

من امتحان رياضی هنوز دست ازسرم برنمیداره 😂😅


نور خواهی مستعد نور شو.... 
من میترسم هزار بار ب خودم گفتم اینارو نخون 😑

فردا این بحث رو جمع می کنیم میریم سراغ موضوعات دیگه.🌹 .یادته می گفتی این تاپیک نبود حوصله ت سر می رفت ،ما هم حسابی برات هیجان انگیزش کردیم 😄😄😄


خودشون نباید بیان .من اونهمه عکس روح گذاشتم دیگه اگه بیان تقصیر خودشونه.😅🤷‍♀️🤷‍♀️

😂😂

من یه دختر کوردم😍یه دختر نجیب وبااصالت ماد🌺نه باحجاب و نقاب عرب سروکار دارم و نه باعریان پرستی غرب🤗

شـوهرم قبلاگاهی عصبانی میشد یابه شوخی به من فحش میداد (من سیدم) بعد یه شب عصبانی شد چندتا حرف زد منم قهر کردم هنوز ساعت نه بود رفتم خوابیدم صبحش برام تعریف کرد گفت:

اومدم کنارت همینکه خوابم برد یه مردی که سراپا سبز پوشیده بود اومد جلوچشام اونقد صورتش اخم داشت نمیتونستم بهش نگاه کنم بهم گفت بیا رفتم جلو از پنجره بیرونو نشونم داد یه سری حیوان داشتند میرفتن منم داخلشون بودم اون مرد بهم گفت اگه یکبار دیگه فحش بدی بااین حیوانات محشور میشی

شوهرم ازون شب دیگه هییییییچ حرف زشتی به من نمیزنه همیشه با احترام باهام حرف میزنه😁

من یه دختر کوردم😍یه دختر نجیب وبااصالت ماد🌺نه باحجاب و نقاب عرب سروکار دارم و نه باعریان پرستی غرب🤗
ولی خدایی من از دیروز دارم به  خاطره دوستمون که پاشده تو خواب تخم مرغ درست کرده وخورده و صبح یا ...

خوشبحالتون بابا من اون لحظه میخندم ولی از فرداش تخیلم چنان وحشتناک کار میکنه بیام براتون بگم تا صبح همون جایی که هستین دیگه نمیتونین تکون بخورین 👻👻

بنظرم اینا اگه درست موشکافی بشن ترسناک نیستن من شوهرم میگف یه بار تو یه کوهی نمیدونم یه جایی شب مجبور شدیم بخوابیم که میگفتن جای ترسناکیه نمیتونستم بخابم صبح زود چشامو باز کردم پاشدم دیدم بند کفشامو بهم کلی گره زدن بیچاره خیلی ترسیده بود منم همش از اونورا میترسیدم تا اینکه یکی بهم گفت از دوستاش که پیشش بودن اینکارو کردن بترسه اخه طفلی شوهرم ترسویه 😅 هنوزم که بهش گفتن باور تکرده ترسش تو وجودش مونده😂

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز