سلام عزیزدلم چقدحرفات به دلم نشست🌹🌹🌹🌹🌹
متاسفانه پدرش اصلاااااامنطقی نیس😔
شایدیکی باخودش بگه که این خودساخته حتمااشتباهی کرده که خانوادش اینطورجبهه گرفتن.
تنهاجوابم اینه که وقتی همیشه مطیع دیگران باشی زندانی افکاراونهاباشی بهای سنگینی بایدبابت آزادیت بپردازی
من بعدازجدایی کاملامخالف افکاراونهاتصمیم گرفتم .
جداشدم جگرگوشمو روهمرام آوردم آرایشگری رفتم
هرچیزی که اونهادوست نداشتن ومن دوست داشتم.
ی روزی من زیباترین دخترفامیل بودم باهوش ترین دانش آموزبودم وتورشته ی خودم نابغه بودم.الگوی همه بودم.منوتحت فشارگذاشتن ده سال پیش کاملادرس رورها کردم.وطوری بامن رفتارمیکردن که انگارآبروی اونهارومیبردم اگه درس روادامه میدادم😔تاسه سال پیش واااااقعابخاطردرس نخوندن وادامه ی تحصیل ندادن شدیدا غصه میخوردم.امادیگه این غم داشت نابودم میکرد.خودمودرگیرآرایشگری کردم.وووووو
اولین خواستگاری که برام اومد۱۶سالم بود.قبلش میگفتن ولی اولین باربودکه خواستگارمیومدخونمون وحرفی که اون موقع میزدن میگفتن که من بایدازدواج کنم وگرنه این خوشگلی من برام مشکل میشه.اونموقع هیچی نمیفهمیدم.من مثل توپ قل میخوردم به هرطرف که اونهامیخواستن.حالاکه پا شدم ومیخوام خودم سمت هدفام برم شدم تافته ی جدابافته.