یه بارم ۷ یا ۸ سالم بود میترسیدم تنها تو اتاقم بخوابم شبا مامانم با من میخوابید بعدش وسطای شب میرفت دگ پیش بابام
یه شب بیدار شدم که مامانمو بیدار کنم منو ببره دسشویی هر چی تکونش دادم بیدار نشدش خودم رفتم دسشویی
فرداش متوجه شدم مامانم خیلی زود تر رفته پیش بابام😊😊😊😊