من واسه تو خیلی کارا کردم
وقتی سرما خورده بودم رو سرامیک یخ کنار پریز خوابیدم که باهات حرف بزنم
که تو فکر نکنی کسی حواسش بهت نیس
گذاشتم خط قرمزامو رد کنی و چیزی نگفتم
وقتی ناراحتم کردی تو روت لبخند زدم
بغض که کردی هق زدم
تو اوج بی حوصلگیام غرغرتو تحمل کردم
اونجایی که خودم افتاده بودم دست تورو گرفتم بلند شی
من خیلی کارا واسه تو کردم
و خیلی کارا واسه تو میکنم
مثه اونجا که میگه
میدوام دنبالت با پای برهنه رو شیشه خورده ها تا ذغال داغ.