من دوم تیر پارسال با ی پسری که همسایمونه وارد رابطه شدم
اوایل فکر نمیکردم رابطمون یه روز انقدر جدی بشه
الان خیلی وابسته هم شدیم
اون قصدش ازواجه
خیلیم دوسم داره
مامان من با خانواده ی اون هم در جریان این رابطه هستن
ولییییی
اصلا سطح اخلاق و فرهنگ و اینجور چیزامون بهم نمیخوره
فقط دوتامون عاشق شدیم!
قلبم میخادش
مغزم میگه نمیشه
مطمئنم هستم ک اگه بیاد خاستگاری بابام جواب نه میده!!
از طرفی هم ابنکه ۴۰ روز از من کوچیک تره
معمولا میگن شوهر باید بزرگتر باشه
حالا این زیاد مهم نیست
ولی خب ..
چند باری هم خاستم کات کنم ولی تا میام اینکارو کنم میره یه بلایی سر خودش میاره (دو بار دستشو تیغ زد ، ی بار گل کشید گفت اگه برنگردی ب کارم ادامه میدم ....)
توروخدا کمکم کنید اصلا نمیدونم چکار کنمممممممممم