من تا دوسال پیش خدا میدونه اسم این چیزا میومد عصبی میشدم بابام اسپند دود میکرد عصبی تر میشدم، این دوساله یه اتفاقایی افتاده واقعا ایمان اوردم، مثلا میگم، یه دوست صمیمی دارم خیلی اخلاقای مزخرف بچگونه داره، بعد توانایی دوست پیدا کردن هم نداره یجورایی نزدیک ترینش منم، من از اول دوستیمون تو هر جمعی رفتم اینم بردم، جدیدا هم شرایط اون جوری شده زیاد نمیتونه بیاد بیرون هم من زیاد اعصاب رفتارای بچگونشو ندارم، بعد هروقت این فهمید که من با یکی دیگه از دوستام بیرونم و اون دعوت نیست یا نتونسته بیاد، یه داستانی شد، جوری که دیگه جرات ندارم بش بگم، دیشب مثلا من لیزر داشتم (شهرستان مجاوره چهل دقیقیه تا اونجا راهه و کلا جای خیلی شلوغ تر و بزرگتریه) با یکی از دوستام هماهنگ کردم اگه اوکیه بریم بیرون بعد از لیزرم، خلاصه ششب شد و این دوستم که بنظر چشاش شوره، پیام داد کی میرسی بریم یه دوری بزنیم؟ گفتم کار دارم اینجا هستم فعلا، شروع کرد تیکه تیکه امار گفتن که کجا میری، با کی، منم کلا از بچگی ادمیم که بدم میاد وقتی یچیزی رومشخصه نمیخوام توضیح بدم منو بازپرسی کنن و بارها به این دوستم گفتم وقتی میبنی مشخصه نمیخوام خیلی توضیح بدم پاپیچ نشو، شروع کرد دعوا کردن که مگه چیه و بگو و چرا نمیگی، خلاصه وقتی فهمید من با کیم و کجاییم، دقیقا شبش صدتا موضوع دست به دست هم داد که اولا شام رو بندازن بهمون و ضرر کنیم و ساعت 12 شب برسیم خونه، و بابام بدجور دعوام کنه و تهمت بزنه سویج ماشینم بگیره ازم، یه شب دیگه هم همچین داستانی پیش اومد باز یجوری شد یچی انداختن بهمون و ضرر کردیم موقع برگشت هم اسنپ مشکل دار پیش اومد و باز ما ساعت 12 رسیدیم خونه و دعوامون کردن، هر دوبار کلی استرس کشیدیم، چندبارم فال گرفتم گفتن چشم نظر دوستت رو رابطتونه..اخه ادم باید چکار کنه با این چشم ؟ هرچی میخوام بگم چرته واقعا میبنیم نیست انگار، شاید انرژِی منفیه شاید چیز دیگس، ولی هست،
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
چکار کنیم که ازش در امان باشیم، دیشب ینی تا صبح از ترس بابام هی از خواب پریدم، فک کرده بود رفتم فسادی چیزی دارم دروغ میگم راجب مسائلی که پیش اومد باعث شد دیر برسم
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
زیاد اعتقاد ندارم . ولی ب صمیترین دوستمم نمیگم مثلا امشب تولد داریم خونومون&nb ...
بابا طرف انقدددددد پیگیره، شعور نداره، پیام داده میگم دستم بنده میگه کجا چرا چطور، هرچی مختصر حواب میدم ول نمیکنه، بعد میگم کافه ام میگه با کی؟ میگم چکار داری اخه!!! میگه نمیگی که چی، یا با اقای ایکس هستی یا خانم ایگرگ یا آقای اچ؛ میگم بابا به تو چه خب مگه باید توضیح بدم
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق