من یادمه نوبت ثبتنامم افتاده بود روز دوم، بعد همون روزم تو تقویم آموزشی دانشگاه شروع کلاسا بود منم یه اضطراب اجتماعی دارم کلا تا حدی به بابام گفتم خب من میام دیگه میرم خونه از فردا میرم سرکلاسا😂😂آخرش کلاسارو پیدا نمیکردم، خوردم به یه دختره دست بر قضا همکلاسیم بود، شد دوست صمیمیم بعدا :)
تا یک ماه یک ماه و نیم هم مقنعه میپوشیدم چون مامانم اینا قبول نمیکردن با شال برم😂😂 البته مشکلی نبود واقعا نه که بگم کسی مسخره میکرد و اینا ولی خب خودم معذب بودم