پدرم یه مدت کسالت داشت.گفتن حق نداری بری کروناییمون میکنی و ...بماند
حالا کاشف ب عمل اومدم برادر پدرشوهرم سرما خورده و تو خونشه.حالا پدرشوهرم میخوا بره عیادتش یلدا هم دعوتمون کرده..
گفت شب میریم خونشون خودمون.بعد من گفتم نرید مریض میشید(نگفتم کرونا گفتم سرما خوردگی).زنش بلند گفت ن ما نمیریم اصلا برا چی بریم اخه..ولی میدونم الکی گفت.تو ماشین به پدرشوهرم گفتم شما شرایط بیماریتون خوب نیست پزشکتونم نوبت عمل داده نباید مریض بشید تا اونموقع ک عمل تعویق نیوفته.من بخاطر سلامتی شما عیادت بابام نرفتم شما هم نرید..به شوهرمم گفتم جریانو خواست بشون بزنه گفتم نگه یوقت فک نکنن حرف میارم میبرم
حالا حرفم بد بوده؟دخالته؟
نمیشده خونشونم نریم برا یلدا.کلا کاراشون زورکیه